1395/04/06 12:46

اعتیاد خوشمزه

همان‌قدر که ما با مضرات و اثرات اعتیاد‌آور مشروبات الکلی و انواع کافئین آشنا هستیم، به این امر هم کاملا اعتقاد داریم که همه‌ی انواع غذاها و خوراکی‌ها تنها جهت رفع گرسنگی ما مصرف می‌شوند و نمی‌توانند ما را به خودشان معتاد کنند. اما طی مطالعاتی که دانشمندان اخیرا انجام داده‌اند، به نتایج عجیبی دست یافته‌اند. آنها متوجه شدند که مغز در برابر غذاها یا شیرینی‌هایی که ما بیشتر می‌خوریم و آنها را خیلی دوست داریم از خود واکنش نشان داده و به ترشح دوپامین بیشتر اقدام می‌نماید مانند وقتی که یک فرد معتاد، مخدر یا مشروبات الکلی مصرف می‌کند. (هورمون مغزی دوپامین به ما توانایی و انرژی بیشتری می بخشد و کمبود آن باعث خستگی و بی حوصلگی در افراد می شود). در نتیجه، بعد از خوردن آن خوراکی دلخواه، حس دلپذیر، آرام‌بخش و رضایتمندی در بدن به وجود می‌آید که وابستگی به داشتن این حس ما را به خوردن آن خوراکی، تشویق و در نتیجه به آن معتاد می‌کند. بنابراین هر چه قدر فرد چاق‌تر باشد، برای اینکه از سیرشدن لذت ببرد نیاز دارد بیشتر بخورد تا دوپامین مغزش به اندازه‌ای ترشح شود که فرد از حس لذت‌بخش خوردن لبریز گردد. با این شرایط به راحتی می‌توان دریافت که کشش یک فرد چاق به سمت غذا نوعی اعتیاد محسوب می‌شود که او حتما باید برای درمان آن اقدام کند. بررسی‌ها نشان می‌دهند، اعتیاد به برخی از غذاها که عموما چرب، شور یا شیرین هستند 76 % بالاتر از اعتیاد به سیگار و یا حتی مواد مخدر است.

در ابتدا ضروری است در مورد معنای لغوی اعتیاد، تعریف آن و همچنین تعریف اعتیاد به خوردن اطلاع داشته باشیم:

تعریف اعتیاد به خوردن
دکتر کی شیارد، مشاور بهداشت روانی و دارای گواهی تخصصی اختلال خوردن که 3 کتاب در زمینه‌ی اعتیاد به خوردن نوشته است می‌گوید: «پرخوری یک بیماری مزمن پیش‌رونده و بالقوه کشنده است. در این بیماری افراد بیش از حد و به طور غیر قابل کنترل می‌خورند و ذهن آنها به شدت درگیر خوردن و وزن بدن است. به گونه‌ای که غذا به عنوان یک ضرورت به وسواس تبدیل می‌شود.»

مدیریت وابستگی غذایی 
با توجه به مطالب ذکر شده آنچه که باید در فرد چاق تغییر کند وزن آن فرد نیست بلکه وابستگی اوست که باید کنترل شود. بنابراین آنچه که در برنامه‌ی کاهش وزن باید پیش بیاید، ایجاد تغییر در فرایندهای درون مغز فرد است زیرا زمانی که مغز درباره‌ی خوردن به گونه‌ای دیگری بیندیشد، به دنبال آن، رفتار نیز تغییر می‌کند. تا زمانی که فرد مانند گذشته به خوردن فکر کند، کاهش وزن یک امر مشکل و عذاب‌آور خواهد بود و محدود‌کردن برنامه‌ی غذایی، دشوار و غیرممکن می‌شود.

بنابراین در واقع خوردن، تنها در وقت مناسب و به میزان لازم مهارتی است که به یادگیری و تمرین زیاد نیاز دارد.

هدف ما این نیست که یک برنامه‌‌ی غذایی سخت با محدودیت‌های زیاد به افراد داده شود بلکه می‌خواهیم شما در مورد افکار، رفتار‌ها و عادت‌های نادرست خوردن خود آگاهی بیشتری به دست آورید و عوامل، شرایط و حتی روابطی را که منجر به پرخوری می‌شوند، شناسایی کنید. زیرا شناخت شما از رفتار خوردن، به تغییر الگوهای نادرست تفکر و رفتار منجر خواهد شد. 

مدیریت گرسنگی، پرخوری یا ولع در غذا خوردن 
تفاوت میان گرسنگی (Hunger)، تمایل (Desire)، ولع (Craving)

یکی از مهارت‌های بسیار مهمی که مخاطبین عزیز باید بدانند توانایی تشخیص تفاوت میان اینکه آیا تنها خواهان غذا خوردن هستند یا واقعا گرسنه‌اند، یا اینکه ولع دارند؟ با تمرین موارد زیر، متوجه خواهید شد که چگونه می توانید این کار را انجام دهید:

هر یک ساعت، هر جا و در حال انجام هر کاری که هستید و تا زمانی که برای خوابیدن به تختخواب بروید، از خودتان بپرسید: «آیا الان دلم می خواهد غذا بخورم؟»

در صورتی که پاسخ شما "بلی" است، به آنچه که در دهان، گلو و بدنتان جریان دارد توجه کنید. سپس سوالات زیر را برای برچسب زدن به تجربه‌تان از خود بپرسید و آنها را در ذهن داشته باشید. 

• حداقل چند ساعت از آخرین باری که غذا خورده‌اید، گذشته است؟ آیا احساس می‌کنید شکمتان خالی است؟ و آیا در صورتی که چیزی بخورید، احساس رضایت خواهید کرد؟ در صورتی که پاسخ شما "بلی" است، احتمالا شما گرسنه‌اید. گرسنگی نوع سالم، و این گرسنگی در گردن و گلو حس می‌شود و با افزایش زیاد طعم همراه است. 

• آیا واقعا شکم شما آرام است اما فقط دلتان می‌خواهد چیزی بخورید؟ در صورتی که پاسخ شما "بلی" است، احتمالا شما میل به غذا دارید.

• آیا در شما تمنای شدیدی برای خوردن یک غذای خاص یا نوعی خوراکی هست و احساس اشتیاق در دهان، گلو یا بدنتان وجود دارد؟ در این صورت احتمالا شما دچار ولع هستید. دکتر فورمن می‌گوید: «من این حالت را "گرسنگی سمی" می‌نامم و گرسنگی سمی یعنی هوس برای زیاد خوردن.»
به خود ثابت کنید که می‌توانید گرسنگی و ولع‌ها را تحمل کنید. زیرا یاد‌گرفتن پرهیز از غذاخوردن، وقتی که هنوز زمان غذا خوردن فرا نرسیده یکی از جنبه‌های اساسی رژیم گرفتن موفقیت‌آمیز است. هنگامی‌که پرهیز می‌کنید، "عادت مقاومت کردن" را در خود تقویت می‌نمایید و وقتی به غذاخوردن رو می‌آورید، "عادت تسلیم شدن" را در خود ایجاد می‌کنید. افزایش خود‌آگاهی و استفاده از روش‌های تغییر دادن توجه و محتوای افکار ایجادکننده‌ی ولع می‌تواند شدت آن را کاهش دهد. بنابراین هدف اصلی، به وجود آوردن یک قدرت درونی جهت تفکیک بین گرسنگی و ولع و پاسخ دادن به گرسنگی و مهار ولع می‌باشد. رفع نکردن گرسنگی، در نهایت، مغز و بدن شما را حریص می سازد و در طولانی‌مدت باعث شکست در فرایند کاهش وزن و بروز چاقی می‌شود. 

رهنمودهای روانشناسی در مدیریت گرسنگی مکرر:

•ابتدا باید قدرت شناسایی افکار مخرب از افکار مفید را کسب کرد؛ شناسایی افکار در یادگیری پاسخ مناسب به بیش‌خوری اهمیت بسیاری دارد. در جدول ذیل به برخی از آنها اشاره شده است:
البته وجود یک برنامه‌ی ورزشی مناسب و معتدل نیز برای مدیریت بیش‌خوری ضروری است.

• تنظیم و ثابت کردن ساعت‌های غذا خوردن در طول روز: در نظر گرفتن یک زمان ثابت در خوردن صبحانه، نهار و شام. که نتیجه، آن خواهد بود که گرسنگی نامنظم به سراغ شما نیاید. در این شرایط شما می‌توانید حس ولع به غذا را شناسایی و آن را به خوبی مهار کنید.

و اما نکته‌ی پایانی: سوالی که شاید در ذهن شما مطرح شود این است که آیا بین گرسنگی افراد، تفاوت وجود دارد؟ و یا به عبارتی آیا افراد چاق و لاغر در وابستگی به خوردن متفاوت هستند؟ در پاسخ می‌توان بیان داشت، آنچه که تفاوت را نشان می‌دهد وابستگی شما به خوردن است، که باید مدیریت شود. البته این موضوع به معنای آن نیست که افراد سالم یا لاغر، گرسنه نمی‌شوند و یا نیاز به غذا ندارند. بلکه منظور وابسته نبودن آن‌ها به خوردن است و اینکه این اشخاص درگیری‌های افراد چاق را به هنگام مواجهه با غذاها ندارند.

 راه حل موثر برای پیشگیری از وابستگی به خوردن و یا کنترل ولع با کسب مهارت، شناسایی افکار، اصلاح محیط زندگی و روابط بین فردی است. تا بتوانید به خوبی وارد چرخه‌ی زندگی سالم شوید.          
منابع :شماره سوم نشریه اختصاصی بهبد
خانم ویدا احمد خانبیگی - روان شناس