حامد

حامد

همه‌ی ما علاقمند هستیم در دنیایی زندگی کنیم که مردم یاد گرفته‌اند مسئولیت پذیر باشند؛ دنیایی که در آن مردم از مسئولیت‌های خود به عنوان یک شهروند، شانه خالی نمی‌کنند.

برای داشتن چنین دنیایی، بهتر است از همان ابتدا حس مسئولیت پذیری را در کودکان تقویت کنیم تا در آینده، انسان های مسئولیت پذیری باشند. اما چگونه می‌توانیم فرزندان‌مان را طوری تربیت کنیم که مسئولیت انتخاب‌های خود و تأثیر آن را در دنیا بپذیرند؟
این نوشته را بخوانید تا با روش‌های مسئولیت پذیر کردن فرزندان آشنا شوید و همچنین ببینید که کودکان در سنین مختلف چه کارهایی را می‌توانند خودشان انجام دهند.
اولین کاری که باید انجام دهید این است که مسئولیت را نه به‌عنوان باری بر دوش آنان بلکه به‌عنوان یک لذت برای کودک‌ تعریف کنید. همه‌ی بچه‌ها خود را به عنوان فردی مسئولیت پذیر و قدرتمند می‌بینند و فکر می‌کنند توانایی انجام هر کاری را دارند. آنها برای داشتن اعتماد به نفس و برای معنی دادن به زندگی‌شان، به این اطمینان نیاز دارند. کودکان نمی‌خواهند فقط نازپرورده باشند. آنها هم مانند ما نیاز دارند که احساس کنند برای دنیا مهم هستند و کارهایشان تأثیر مثبتی بر دنیا می‌گذارد. پس نیاز نیست کاری کنید که فرزندتان با مسئولیت پذیری کارهایش را انجام دهد، فقط کافی‌ است به او یاد دهید این قدرت را دارد که تأثیر مثبتی روی دنیا بگذارد.
در نهایت فرزندان شما همان‌قدر که آنها را تشویق کنید، مسئولیت پذیر می‌شوند. در این مقاله ۱۵ روش را معرفی می‌کنیم که برای افزایش مسئولیت پذیری در کودکان نقش مؤثری دارند، به علاوه فهرستی از مسئولیت‌های مناسب برای سن نیز را هم معرفی می‌کنیم.
توجه داشته باشید که این فهرست‌ها بیشتر روی حیطه‌ی تحت کنترل فرزند شما تمرکز دارند نه کارهایی که انتظار دارید فرزندتان انجام دهد. دلیل این تمرکز این است که وقتی روی فهرستی از کارهایی تمرکز می‌کنید که کودک‌تان «باید» انجام دهد، اگر بگویید «با این سن و سال دیگه خودت باید اتاقت رو تمیز کنی!» در نهایت دچار جنگ و ناسازگاری می‌شوید. در عوض اگر به کودک‌تان کمک کنید که کنترل زندگی خود را به عهده گیرد و هرجا لازم بود او را تشویق کنید که مهارت‌های جدیدی یاد بگیرد، آن‌وقت کودک‌ با میل خود مسئولیت‌های جدید را می پذیرد. این تغییر آهسته اتفاق می‌افتد، ولی واقعا تغییر مهمی در زندگی فرزند شماست.
۱. کودک باید یاد بگیرد خودش وسایل یا خراب‌کاری‌هایش را جمع کند
در ابتدا با مهربانی به فرزندتان کمک کنید تا کارهایش را انجام دهد، او در نهایت یاد می‌گیرد خودش به تنهایی از پسِ آنها برآید. اگر با مهربانی و خوشرویی به بچه‌ها کمک‌ کنید، مسئولیت‌هایشان را زودتر یاد می‌گیرند. پس به خاطر کثیف‌کاری‌ها ناراحت نشوید. وقتی کودک نوپای شما شیر را روی زمین می‌ریزد، بگویید: «اشکال نداره، با هم تمیزش می‌کنیم» و بعد خود یک دستمال بردارید و یکی هم به او بدهید. وقتی کودک پیش‌دبستانی شما کفش‌هایش را سر راه رها می‌کند، کفش‌ها را به دست او بدهید و از او بخواهید آنها را سر جایشان قرار دهد، با مهربانی به او بگویید: «همیشه وسایل‌مون رو سر جاش می‌ذاریم.»
این کار را تا وقتی بچه‌ها بزرگ شوند، باید به روش‌های مختلف انجام دهید. اگر با مهربانی و خوش‌رفتاری به کودک‌تان تذکر دهید و کمکش کنید، او هم ناراحت نمی‌شود و غر نمی‌زند.
۲. به بچه‌ها فرصت دهید به دیگران کمک کنند
همه‌ی بچه‌ها همیشه به روش‌های مختلف به ما کمک می‌کنند. این روش‌ها را پیدا کنید و درمورد آنها نظر دهید. مثلا وقتی فرزندتان در حال آواز خواندن است، با برادر کوچک‌ترش مهربان است و… به این کارهای او توجه کنید. به هر رفتاری که توجه کنید، همان رفتار رشد می‌کند و تقویت می‌شود.
کودکان نیاز دارند دو نوع مسئولیت را بپذیرند:
مراقبت از خود؛
کمک کردن به رفاه خانواده.
تحقیقات نشان داده‌اند کودکانی که در کارهای خانه کمک می‌کنند، در مقایسه با کودکانی که فقط از خودشان مراقبت می‌کنند، در سایر موقعیت‌ها هم بیشتر به خانواده کمک می‌کنند.
البته نمی‌توانید انتظار داشته باشید یک‌شبه رفتار کودک‌تان عوض شود و در کارها به شما کمک کند. بهتر است با توجه به سن کودک، کم‌کم ‌مسئولیت‌های او را افزایش دهید. از کودک نوپایتان بخواهید دستمال‌ها را روی میز بگذارد، کودک سه‌ساله می‌تواند بشقاب‌ها را روی میز بگذارد، چهارساله‌ها می‌توانند جوراب‌ها را جفت کنند، پنج‌ساله‌ها می‌توانند تختخواب‌شان را مرتب کنند، شش‌ساله‌ها می‌توانند میز را جمع کنند، هفت‌ساله‌ها گل‌ها را آب می‌دهند و هشت‌ساله‌ها می‌توانند لباس‌ها را تا کنند.
۳. به یاد داشته باشید بچه‌ها معمولا دوست ندارند کارهای خانه را انجام دهند
اگر می‌خواهید فرزندتان کارهای خانه را با اشتیاق و نه از سرِ اجبار انجام دهد، او را «مجبور» نکنید بدون شما کارهای خانه را انجام دهد، مگر اینکه این کارها بخشی از برنامه‌ی روزانه‌ی او باشند یا خودش مقاومتی در برابر آنها نداشته باشد. هدف شما این نیست که کارها انجام شوند، هدف این است که کودک‌تان را طوری تربیت کنید که از مسئولیت پذیری و کمک‌کردن لذت ببرد. کاری کنید موقع انجام کار به او خوش بگذرد. هرقدر که لازم است او را تشویق کنید و به او کمک کنید. شاید لازم باشد چند بار کنارش بنشینید و روش انجام کارها را به او یاد دهید. باید بدانید که این کمک‌کردن خیلی سخت‌تر از آن است که خود، آن کار را انجام دهید. به خود یادآوری کنید که انجام این کارها لذت‌بخش است، این دیدگاه را به کودک‌تان هم یاد دهید و در نهایت، اجازه دهید او هم لذت تمام‌کردن کار را تجربه کند. بالاخره روزی می‌تواند کارها را به تنهایی انجام دهد.
۴. به کودک اجازه دهید «خودش کارها را انجام دهد»، شما فقط «کمک کنید»
بله می‌دانیم این کار همیشه برای شما سخت‌تر است، اما کودک بالاخره باید یاد بگیرد خودش کارها را انجام دهد. کودکان نو‌پا بسیار علاقمند هستند که با دنیای فیزیکی اطراف‌ آشنا شوند. وقتی ما به آنها کمک می‌کنیم، کم‌کم وارد دنیای مسئولیت پذیری می‌شوند. شما می‌خواهید به کودک خود کمک کنید تا لذت کمک‌کردن را درک کند. این خیلی مهم‌تر از این است که کار شما بهتر و سریع‌تر پیش رود. به‌یاد داشته باشید که وقتی با کودک خود ارتباط برقرار می‌کنید، او هم تشویق می‌شود که بیشتر کمک کند.
۵. به فرزندتان دستور ندهید، از او بخواهید خودش فکر کند
مثلا اگر بچه اولِ صبح خواب آلوده است یا بی حوصله است ، سر او داد نزنید که «زودباش دندونات رو مسواک بزن! کیفت رو آماده کردی؟ و…»، در عوض از او بپرسید: «حالا باید چیکار کنی تا آماده شی بری مدرسه؟» هدف این است که کاری کنید کودک روی مسئولیت‌های خود تمرکز کند؛ هر روز صبح این کارها را تکرار کند تا بالاخره یاد بگیرد‌ کارهایش را خودش انجام دهد.
۶. یک برنامه‌ی روزانه به او بدهید
نظم و برنامه‌ریزی در زندگی کودکان بسیار اساسی است، یکی از مهم‌ترین دلایل آن هم این است که به آنها فرصت‌های زیادی می‌دهد تا بتوانند شرایط خود را مدیریت کنند. ابتدا، برنامه‌ی زمان خواب و جمع کردن اسباب‌بازی‌ها و آماده شدن در صبح را به آنها یاد بدهید. بعد از آن می‌توانند عادات درس خواندن و نظافت شخصی را به‌درستی یاد بگیرند. در نهایت مهارت‌های اولیه‌ی زندگی را از طریق تکرار کارهای خانه مانند شستن لباس‌ها و آماده کردن یک غذای ساده، یاد می‌گیرند.
۷. به کودک خود یاد دهید برای ارتباط با دیگران احساس مسئولیت کند
وقتی دختر شما احساسات برادر کوچک خود را جریحه‌دار می‌کند، او را مجبور به عذرخواهی نکنید. در این‌صورت عذرخواهی او واقعی نخواهد بود و به برادرش هم کمکی نمی‌کند. در عوض به احساسات دختر خود گوش دهید و به او کمک کنید احساسات پیچیده‌ی خود را درک کند؛ مخصوصا احساساتی که باعث شده‌اند با برادر خود پرخاشگری کند. بعد از آن، وقتی که حالش بهتر شد، از او بپرسید چه‌ کاری می‌تواند بکند که رابطه‌ی خود را با برادرش بهبود دهد . شاید آماده‌ی عذرخواهی باشد. ولی شاید هم با عذرخواهی احساس کند غرورش شکسته می‌شود و ترجیح ‌دهد به جای آن یک داستان برای برادرش بخواند، به او کمک کند میز را بچیند یا او را محکم بغل کند. این به کودکان یاد می‌دهد که رفتارشان با دیگران می‌تواند عواقبی داشته باشد. آنها وظیفه دارند که اگر خراب‌کاری کردند، خودشان آن را درست کنند. ولی چون شما او را مجبور نکرده‌اید، باید خودش انتخاب کند که اشتباهش را چگونه جبران کند،
۸. کودک خود را تشویق کنید تا در جبران خسارتی که وارد کرده کمک کند
اگر کودک شما کتابی که به امانت گرفته بود یا موبایلش را گم کرد، با توپ شیشه‌ی پنجره را شکست یا اسباب‌بازی دوستش را خراب کرد، بهتر است با پول ماهیانه‌اش این خسارت‌ها را جبران کند. آن‌وقت خیلی بعید خواهد بود که این کارها را تکرار کند.
۹. در نجات دادن کودک خود از یک شرایط سخت، خیلی عجله نکنید
برای حل مشکلات او در دسترس باشید. به او کمک کنیدتا احساسات و ترس‌های خود را بشناسد و مطمئن شوید که از مشکلات فرار نمی‌کند. به او اجازه دهید تا خود با مشکلاتش برخورد کند، حالا چه عذرخواهی کردن باشد چه جبران کردن خسارتی که ایجاد شده است.
۱۰. با مسئولیت پذیری خود، الگوی کودک‌تان باشید
دلیل کارهایتان را توضیح دهید:
«خیلی سخته که این آشغالا رو تا ماشین حمل کنیم، ولی هیچ سطل آشغالی این اطراف نیست و ما هیچ‌وقت آشغالا رو روی زمین نمی‌ریزیم».
«این تابلو یعنی این پارکینگ مختص افراد معلوله، پس نمی‌تونیم اینجا پارک کنیم».
قول‌هایی را که به کودک‌ می‌دهید عملی کنید. بهانه نیاورید. اگر شما روی حرف‌تان نایستید، چرا او باید مسئولیت پذیر باشد و به قول‌هایی که به شما می‌دهد عمل کند؟
۱۱. هرگز به فرزند خود نگویید «بی‌مسئولیت»
وقتی به فرزندتان چنین برچسبی می‌زنید، او نیز همین باور را در مورد خود پیدا می‌کند و در نهایت بی‌مسئولیت می‌شود. در عوض به او مهارت‌هایی را یاد دهید که برای مسئولیت پذیری به آنها نیاز دارد. مثلا اگر همیشه کتاب یا دفترش را در مدرسه جا می‌گذارد، به او بگویید باید حواسش را جمع کرده و همه‌‌ی وسایلش را چک کند تا چیزی را فراموش نکند.
۱۲. به کودک خود یاد دهید برنامه‌هایش را بنویسد
نوشتن برنامه‌های روزانه ممکن است بی‌استفاده به نظر برسد، ولی در قرن بیست و یکم همه‌ی بچه‌ها باید تا دبیرستان این مهارت را بیاموزند. هرچه زودتر این مهارت را به فرزندتان بیاموزید، بهتر است. کافی است یک تکه کاغذ بردارید، ساعت‌های روز را سمت چپ بنویسید و از فرزند خود بپرسید این آخر هفته باید چه‌کار کند. مثلا بنویسید مسابقه‌ی فوتبال، تمرین پیانو، جشن تولد و همه‌ی مراحل پروژه‌ی علوم، مثلا خرید مواد لازم، درست کردن کاردستی، نوشتن و چاپ کردن توضیحات آن. کارهای تفریحی را هم بنویسید، مثلا بستنی خوردن با پدر، استراحت کردن و موسیقی گوش دادن. این کار به خیلی از بچه‌ها کمک می‌کند استرس خود را کمتر کنند چون از قبل می‌دانند که چه کارهایی را باید انجام دهند. از همه مهم‌تر اینکه این کار به آنها یاد می‌دهد زمان خود را مدیریت کنند و در مورد مسئولیت‌های خود حساس باشند.
۱۳. همه‌ی کودکان نیاز دارند کار کردن برای پول را تجربه کنند
همه‌ی کودکان نیاز دارند برای به‌دست آوردن پول کار کنند و مسئولیت واقعی در دنیای واقعی را تجربه کنند. در ابتدا به کودک هشت‌ساله‌ی خود برای انجام کارهایی که معمولا آنها را انجام نمی دهد ، پول پرداخت کنید (مثلا شستن ماشین یا هرس کردن باغ)، بعد او را تشویق کنید کارهایی را در محله‌ انجام دهد (مثلا در زمستان برف‌ها را پارو کند)، کم‌کم کارهایی مثل نگه‌داشتن بچه یا کمک کردن به مادر را هم به او واگذار کنید و در نهایت شغل‌های تابستانی برای او پیدا کنید. کار کردن بیرون از خانه برای پول درآوردن، یکی از بهترین روش‌های افزایش مسئولیت پذیری در کودکان است.
۱۴. در خانه کسی را سرزنش نکنید
طبیعی است که وقتی مشکلی پیش می‌آید، همه‌ی ما به دنبال کسی می‌گردیم تا سرزنش کنیم .در واقع سرزنش کردن دیگران باعث می‌شود همه‌ی اعضای خانواده رنجیده شوند و به جای جبران کردن اشتباه‌، درصدد تلافی باشند. این مسئله یکی از اصلی‌ترین دلایل دروغ‌گویی فرزندان به والدین است. از آن بدتر اینکه وقتی فرزند خود را سرزنش می‌کنیم، او (حتی شده در ذهن خود) به دنبال دلایلی می‌گردد تا ثابت کند که او مقصر نبوده است، بنابراین احتمال اینکه ‌مسئولیت اشتباه خود را به عهده گیرد کمتر و احتمال تکرار کردن این اشتباه بیشتر است.
سرزنش کردن نقطه مقابلِ عشق بدون شرط است. پس چرا این کار را انجام می‌دهیم؟ چون با این کار احساس قدرت بیشتری می‌کنیم، چون نمی‌توانیم تحمل کنیم که احتمالا تا حدی (هرچند کم) تقصیر ما هم بوده است. پس به جای اینکه کسی را سرزنش کنید، تا آنجا که می‌توانید مسئولیت را بپذیرید، ولی هرگز خودخوری نکنید .
۱۵. به کودک‌تان یاد دهید «خودش» باشد
النور روزولت می گوید: «هرکس نه تنها حق دارد که منحصر‌به‌فرد باشد، بلکه باید در این راه تلاش هم بکند.» تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که در شرایط مختلف مسئولیت پذیر هستند، تمایل دارند که متفاوت باشند و از کسی تقلید نکنند. این دقیقا مدلی است که فرزند شما باید باشد.
 مسئولیت‌های متناسب با سن
متناسب با سن به چه معنا است ؟ این فهرست یک ایده‌ی کلی به شما می‌دهد، ولی واضح است که باید این فهرست را مطابق با فرزند و شرایط خانوادگی خود تغییر دهید. به یاد داشته باشید که باید کم‌کم میزان آزادی و مسئولیتی را که به کودک خود می‌دهید، افزایش دهید. تا آنجایی که لازم است به او کمک کنید تا هر مرحله را به پایان برساند و بالاخره کاملا آن را یاد بگیرد. هر بخش چند سال را دربرمی‌گیرد. پس به کودکانی که در ابتدای هر دوره‌ی سنی هستند، خیلی سخت نگیرید چون آنها تازه می‌خواهند مسئولیت‌های جدید را به عهده بگیرند.
کودکان نوپا چه مسئولیت‌هایی را می‌توانند به‌عهده گیرند؟
مراقبت از خود، با توجه به محدودیت‌های کودک و میزان امنیت او؛
تمیز کردن خراب‌کاری‌های خود (مثلا وقتی یک لیوان آب روی میز می‌ریزد، بهتر است با کمک یکدیگر میز را تمیز کنید)؛
انتخاب کند چه لباسی بپوشد (با محدودیت فصلی، مناسب بودن لباس و امنیت)؛
چقدر غذا بخورد (شما بگویید چه غذایی، کودک تصمیم می‌گیرد چقدر)؛
خودش غذایش را بخورد (مگر اینکه درخواستِ کمک کند)؛
خودش بگوید چه کتابی برایش بخوانید؛
با چه اسباب‌بازی‌هایی بازی کند؛
چه اسباب‌بازی‌هایی را به دیگران بدهد (قبل از اینکه دوستانش برسند، بقیه‌ی اسباب‌بازی‌ها را بردارید!)؛
چه زمانی به دستشویی برود (از او بپرسید: «قبل از اینکه بریم بیرون میخوای بری دستشویی؟» ولی قبل از آن باید بداند چطور بدن خود را چک کند و نشانه‌ها را بشناسد. مگر اینکه بخواهد تا سال‌های سال شما او را به دستشویی ببرید!)
کودکان پیش‌دبستانی (۳ تا ۵ ساله‌ها) چه ‌مسئولیت‌هایی را می‌توانند به عهده بگیرند؟
همه‌ی مواردی که ذکر شده، به علاوه‌ی:
لباس‌هایش را مدیریت کند (انتخاب کردن آنها، از بین موارد انتخابی که شما در اختیارش می‌گذارید. نگهداری و مرتب کردن آنها در دسته‌هایی منظم بر اساس نوع)؛
اتاق خودش را مدیریت کند (مثلا خود بچه‌ تصمیم بگیرد چه چیز را به دیوار بچسباند،‌ البته انتخابش باید منطقی باشد. والدین کمک می‌کنند وسایلش را مرتب کند و به او کمک می‌کنند تا همه جا تمیز شود)؛
چه بخورد (البته قبل از آن باید دسترسی به غذا‌های ناسالم را محدود کنید)؛
چه موقع با چه اسباب‌بازی‌هایی بازی کند؛
تصمیم بگیرد به مهمانی‌هایی که دعوت شده‌ است، برود یا نه (البته به جز مهمانی‌های خانوادگی که اجباری هستند)؛
تصمیم بگیرد به چه کسی اجازه‌ی وارد شدن به اتاقش را بدهد.
بچه‌های ۶ تا ۹ سال، چه مسئولیت‌هایی را می‌توانند به‌عهده گیرند؟
همه‌ی موارد بالا به علاوه‌ی:
مدل‌مویش را انتخاب کند (با توجه به استاندارد‌های معمول مو)؛
اینکه کجای میز بنشیند؛
در انجام کارهای ساده‌ی خانه کمک کند؛
اینکه با پول ماهیانه‌ی خود چه بخرد؛
تکالیف مدرسه‌اش را انجام بدهد؛
از شب قبل کیف مدرسه‌‌اش را آماده کند؛
اینکه چطور وقت خود را بگذراند (بعد از ‌مسئولیت‌های اولیه مثل تکالیف مدرسه)؛
اینکه یک ساز موسیقی یاد بگیرد یا به یک کلاس برود یا … ؛
تصمیم بگیرد چه ورزش یا فعالیت بدنی‌ای انجام دهد (با توجه به تحقیقاتی که در این مورد انجام شده است، فعالیت‌های بدنی حتما باید انجام شوند، ولی بچه می‌تواند خود نوع ورزش را انتخاب کند)؛
بتواند یک غذای ساده یا یک میان‌وعده برای خود درست کند.
نوجوان (۱۰ تا ۱۲ ساله‌) چه مسئولیت‌هایی را می‌تواند به‌عهده گیرد؟
همه‌ی موارد بالا به علاوه‌ی:
نظافت شخصی (گرفتن ناخن‌ها، مرتب کردن مو و غیره) را خودش انجام دهد؛
با دوستانش در محله قدم بزند یا بازی کند، به شرط اینکه خیلی از منزل دور نشود؛
تنها ماندن در خانه را تجربه کند (البته با محدودیت‌هایی که شما برایش تعیین می‌کنید.)
♻️نوجوان (۱۳ تا ۱۵ ساله) چه مسئولیت‌هایی را می‌تواند به‌عهده گیرد؟
همه‌ی موارد بالا به علاوه‌ی:
صبح‌ها خودش از خواب بیدار شود (اگر لازم شد شما وارد عمل شوید)؛
لباس‌هایش را خودش بشوید یا خودش لباس‌های کثیفش را جمع کند و داخل ماشین لباس‌شویی بریزد؛
به تنهایی سوار اتوبوس یا مترو شود؛
با دوستانش به سینما برود؛
با نگهداری از کودکان یا شغل‌های دیگر پول دربیاورد؛
پول‌‌هایش را مدیریت کند.

 
دکتر امیر آرامی ، کارشناس ارشد آسیب شناسی و گفتار و زبان

دکترای علوم تربیتی و روان شناسی کودکان استثنایی

 

منتشرشده در روان

شادی موهبت بزرگی است که باید آن را جستجو کرد، غنیمت شمرد و به دیگران نیز منتقل كرد. مطالعات حاکی از آن است که شادی در زندگی، برای به وجود آوردن زندگی مطلوب، مهم‌تر از ثروت و ارزش‌های اخلاقی در نظر گرفته شده‌اند. پس می‌توان به این نتیجه رسید که شادی به‌عنوان مهم‌ترین جزء کیفیت زندگی، حتی بالاتر از ثروت و سلامتی درجه‌بندی شده است.
روان‌شناسان نامدار، آنگاه که درباره‌ی سلامت روان بحث می‌کنند، شوخ‌طبعی را یکی از ویژگی‌های مهم افراد سالم بر می شمارند. از این‌رو سلامت روان، هم شامل پیشگیری از نابهنجاری‌ها و بیماری‌ها می‌شود و هم شامل ارتقاء سلامت روانی؛ با این همه سلامت روانی مثبت، در بسیاری موارد نادیده گرفته شده است. یكی از عوامل مهم در ارتباط با ارتقای سلامت روان، شوخ‌طبعی است. در این رابطه روان‌شناسان بر نقش شوخ‌طبعی در سازگاری، مقابله با امور استرس‌آور و رابطه‌ی آن با سلامت روان تأکید کرده‌اند. البته شوخ‌طبعی یك مفهوم چندبعدی است كه هم می‌تواند سلامت روان را بهبود بخشد و هم می تواند تهدیدکننده‌ی سلامت روان باشد. شوخ‌طبعی مكانیزم دفاعی توسعه‌یافته‌ای است كه به افراد كمك می‌کند تا با تعارض‌های هیجانی یا عوامل فشارزای بیرونی از طریق اهمیت دادن به جنبه‌های طنزآمیز و سرگرم‌کننده مقابله كنند. (راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، 1994، به نقل از رف، 2006)
در ادامه به مفهوم سلامت روان، مفهوم شوخ‌طبعی و دیدگاه فلاسفه، انواع شوخی‌ها و رابطه‌ی آن با سلامت روان، شوخی کردن در ارتباطات و حد نقش شوخی می‌پردازیم همچنین به اختصار با متون روان‌شناسی مربوط به شوخ‌طبعی آشنا خواهیم شد.
مفهوم سلامت روان : سلامت روان درواقع جنبه‌ای از مفهوم كلی سلامت است. سازمان جهانی بهداشت ، سلامت روان را چنین تعریف می‌کند: «حالتِ سلامتِ كاملِ جسمانی ـ روانی ـ اجتماعی؛ نه فقط نبود بیماری یا ناتوانی.»
مفهوم شوخ‌طبعی: مارتین (2001) شوخ‌طبعی را این‌گونه تعریف می‌کند: شوخ‌طبعی به‌صورت تفاوت‌های عادتی افراد در رفتارها، تجارب، عواطف، نگرش‌ها و توانایی در زمینه‌ی سرگرمی است. در اصطلاح Humor (به معنای مزاح) از کلمه‌ی لاتین Humere به معنای «جاری ساختن» و «مرطوب بودن» مشتق شده است.
دیدگاه فلاسفه و اندیشمندان باستان: مزاح، متأثر از اخلاط چهارگانه‌ی بدن (مزاج دموی، مزاج صفراوی، مزاج بلغمی، مزاج سودایی) است که سبب سلامت جسمی و روانی‌اند. خون قرمز جاری، گرم و مرطوب است و چنانچه بر سایر اخلاط غالب شود، فرد سالم، امیدوار، بانشاط و سرحال می‌گردد؛ اما چنانچه ترشحات سایر اخلاط غلبه یابند، فرد درحالتی مرضی قرار می‌گیرد. برای مثال اگر ترشحات کبد که صفرای سیاه است غالب شود؛ فرد دچار نوعی حالت مرضی می‌شود و از نظر خلقی، حساس، زودرنج، کج‌خلق و دچار حالات مالیخولیا و افسردگی می‌شود؛ که این امر سبب نگرشی منفی و غمگینانه به زندگی می‌گردد. بدین ترتیب، علت انتخاب اصطلاح Humor به جاری و مرطوب بودن خون، به‌مثابه‌ی علت سببی مزاح است.
معنی لغوی شوخ‌طبعی: در فرهنگ لغت دهخدا تیزطبعی، بذله‌گویی و در فرهنگ عمید خوش‌طبع و بذله‌گو به عنوان معانی شوخ‌طبعی ذکر شده است. شوخ‌طبعی از عمده‌ترین انواع ادبی است؛ صرف‌نظر از معنای تحت‌اللفظی، شوخ‌طبعی را می‌توان نوعی از گفتار و نوشتار دانست که شنیدن یا مطالعه‌ی آن، باعث انبساط خاطر و ایجاد لبخند شود. متأسفانه نبود تعریفی جامع و مدوّن از این شاخه‌ی ادبی، موجب شده است که بعضی به‌اشتباه، متفرقات این نوع از ادب را مادر و زیربنای شاخه‌های دیگر شوخ‌طبعی بدانند. شوخ‌طبعی آمیزه‌ای است از خنده، انتقاد، کنایه، مسایل غیر جدی، طعنه، شفقت و انصاف. با کم و زیاد شدن هریک از این عوامل، انواع شوخ‌طبعی شکل می‌گیرد.
شوخی به‌عنوان نمودی از شوخ‌طبعی، در دیدگاه‌های مختلف به گونه‌های متعددی تقسیم‌بندی شده است؛ مانند شوخی‌های خوب و شوخی‌های بد. (سلتانوف 1994) شوخی‌های بدنی، شوخی‌های كلامی و شوخی‌های تصویری. (زیولكوسكی ، 2002) شوخی‌هایی با كاركرد پرخاشگرانه، كاركرد جنسی، کارکرد اجتماعی، کارکرد دفاعی و كاركرد عقلی (زیو ، 1987). در این راستا مارتین، پولایك ـ دریس، لارسن، گری و ویر ، (2003)، شوخ‌طبعی را براساس سبك، به چهار دسته كه شامل دو سبك سازگارانه و دو سبك ناسازگارانه است، تقسیم کرده‌اند.
انواع شوخی‌ طبعی
شوخ‌طبعی خود افزایی : این سبك به فرد كمك می‌کند تا خود را بپذیرد و به دیگران آسیبی نرساند. افرادی كه از این سبك استفاده می‌کنند، مسایل عجیب و غریب زندگی را سرگرم‌کننده می‌دانند و دیدگاهی كاملاً خنده‌آور از دنیا دارند. این سبك كه بیشتر به خود فرد مربوط می‌شود تا تعاملات میان فردی، به او كمك می‌کند تا بر عوامل استرس‌آور زندگی غلبه كند. این سبك شوخ‌طبعی، از فرد در برابر افسردگی محافظت می‌کند و همچنین همبستگی منفی با روان‌آزردگی و همبستگی مثبت با سلامت روان و عزت نفس دارد. (مارتین و همكاران 2003؛ مطلب زاده، 1384؛ هارتسل، 2004؛ هولمز و مار؛ 2001)
به عنوان نمونه فردی با قیافه‌ی معمولی به دوستش می‌گوید: «لامصب! این خوش‌تیپی هم شده دردسر برای ما». این آدم‌ها نگاه شوخ‌طبعانه به زندگی دارند و از شوخی برای مقابله با استرس و غمگینی استفاده می‌کنند؛ اضطراب کمتری داشته، برون‌گرا، صادق، سرزنده، دارای عزت نفس بالا و البته خوش‌بین هستند.
شوخی پیوند دهنده : افرادی که از این شوخ‌طبعی استفاده می‌کنند، هنگام برخورد با موقعیت‌های استرس‌آور، با بیان طنز و لطیفه سعی می‌کنند به دیگران آرامش دهند و چشم‌انداز شوخی گونه‌ای نسبت به موقعیت‌هایی كه با آن مواجه می‌شوند، دارند. این سـبك بیـشتر بـه تعاملات میان فردی مربوط می‌شود و با برونگرایی، خوش‌رویی، عزت نفس، صمیمیت، رضـایت از ارتباط و به‌طورکلی با خُلق و هیجانات مثبت رابطه دارد. (همان) این شوخی، بدون این‌که ما یا دیگران را بالا و پایین ببرد، رابطه را محکم‌تر می‌کند. به عنوان نمونه وقتی از دو هنرپیشه‌ی مرد که زیاد با همدیگر هم‌بازی شده‌اند، با شیطنت به یک زوج سینمایی تعبیر می‌کنیم، از این شوخی استفاده کرده‌ایم. این آدم‌ها، هم خوب شوخی می‌کنند هم زیاد؛ بیشتر از دیگران لطیفه می‌گویند و دوست دارند جمع را سرگرم کنند. این آد‌م‌ها اضطراب و افسردگی کمتری نیز دارند؛ و البته برون‌گرایی، صداقت، سرزندگی، عزت نفس و خوش‌بینی را نیز به موارد بالا اضافه کنید!
شوخی پرخاشگرانه : شوخی‌هایی که با به‌کار برن آن طرف مقابل را تحقیر می‌کنیم. نمونه های آن متأسفانه بسیار است. وقتی در یک جمع، کسی به شما می‌گوید «گدا» و بعد که ناراحت می‌شوید می‌گوید «شوخی کردم بی‌جنبه!»، دو بار از شوخی پرخاشگرانه استفاده کرده است. این آدم‌ها در جنبه‌های دیگر زندگی‌خود نیز پرخاشگری و خصومت را بروز می‌دهند. این موجودات، صمیمیت و درستکاری کمی دارند. روابط دوستانه را خراب می‌کنند و کمتر مورد پذیرش دیگران قرار می‌گیرند. شوخی پرخاشگرانه، یك سبك ناسازگارانه‌ی شوخ‌طبعی است. در این شیوه، فرد سعی می‌کند خودپنداره‌ی خویش را به هر طریقی، بدون نگرانی درباره‌ی بهزیستی دیگران تقویت كند و به‌صورت مسخره كردن و خوار شمردن دیگران سعی می‌کند به این احساس درباره‌ی خود دست یابند. این سبك اگرچه به‌صورت مقطعی مفید است، اما استفاده مكرر از آن روابط میان فـردی را تـضعیف می‌کند و فرد بدون حمایت اجتماعی مؤثر طرد می‌شود. این سبک با دشـمنی، كینه، خشم و پرخاشگری همبستگی مثبت داشته و با برون- گرایی، توافق پذیری و باوجدان بودن همبستگی منفی دارد.
شوخی خودشکنانه (خودکاهنده)
افرادی كه دارای این سبك شوخ‌طبعی هستند، دستاوردهای خـود را ناچیز و حقیر می‌شمارند و دیگران را مثبت ارزیابی می‌کنند. این‌گونه افراد شوخ‌طبع بـا خـوار و ذلیل كردن خود از طریق گفتن لطیفه یا طنز، سعی می‌کنند دیگران را سرگرم كنند. این سـبك نیز یك سبك ناسازگارانه‌ی شوخ‌طبعی است كه نوعی فرآیند اجتنابی متعارض محـسوب می‌شود. به عبارت دیگر، این‌گونه افراد، هنگام برخورد با محرك‌های استرس‌آور طفـره می‌روند و احساسات منفی خود را انكار می‌کنند. این شیوه‌ی رفتار بـا عـزت نفـس، رضـایت از روابـط میان فردی، سلامت روان و توانایی برخورد با دیگران رابطه‌ی منفـی (مـارتین و همكـاران، 2003؛ كتز، 2005) و با روان آزردگی، افسردگی، اضطراب و دیگر حالات هیجـانی منفـی رابطه‌ی مثبـت دارد.
قابل ذکر است، با استفاده از این شوخی‌ها ما خودمان را تحقیر می‌کنیم تا دیگران لبخند بزنند. مثلاً: «ما سگ شما نیستیم دوستان»! آدم‌هایی که با شوخی خود را تحقیر می‌کنند، افسردگی و اضطراب بیشتری دارند. جالب است که این آدم‌ها خصومت و پرخاشگری را هم بیشتر تجربه می‌کنند، البته احتمالاً به‌صورت پنهان. این افراد، عزت نفس و صمیمت پایین‌تری دارند؛ و از میزان حمایت اطرافیان؛ چندان راضی نیستند.
با توجه به مطالب فوق می‌توان بیان کرد که با شوخ‌طبعی متعادل و درست، می‌توان با دیگران پیوند دوستی برقرار کرد و از شعله‌ور شدن زبانه‌ی خشم، جلوگیری نمود. چراکه غیرممکن است خنده و خشم را با هم بیامیزیم و در حال بذله‌گویی، بر سر کسی فریاد بکشیم.
متون روان‌شناسی (شوخ‌طبعی)
روان‌شناسان نامدار، آنگاه‌ که درباره‌ی سلامت روان بحث می‌کنند، شوخ‌طبعی را یکی از ویژگی‌های مهم افراد سالم می‌شمرند. پژوهش‌های اخیر، ثابت کرده است که شوخی‌های سالم، یکی از بهترین راه‌های مقابله با فشارهای زندگی است. شوخ‌طبعی، درد جسمی و ذهنی را كاهش می‌دهد و پیامدهای مثبتی دربردارد كه از آن میان می‌توان به خشنودی، رضایت مندی، سازگاری با ناتوانی‌های جسمی، خرسندی از زندگی، مقابله با استرس و محافظت شخص در برابر بیماری‌هایی مثل سرطان و جلوگیری از خودکشی اشاره كرد. شوخ‌طبعی با آزادسازی هیجان‌ها بدون فشار روانی و اثرات منفی بر دیگران، به افراد كمك می‌کند تا بر آنچه آسیب‌زا است، غلبه نمایند؛ فاصله‌ی اجتماعی میان فردی را كاهش داده و به آن‌ها اجازه دهد تا در افكار و احساسات هم سهیم باشند. شوخ‌طبعی یك پیش‌بینی‌کننده‌یِ قویِ جذابیتِ میان فردی، محسوب می‌شود.
اریكسون و فلدستین (2006) در پژوهشی كه انجام داده‌اند، نتیجه گرفتند كه شوخ‌طبعی یك متغیر بسیار مهم برای درک رضایت زناشویی است و زوجین می‌توانند هنگام استرس زندگی از آن استفاده كنند تا تنش را كاهش دهند و لحظات شادی، در مواقع تعارض ایجاد كنند. شوخ‌طبعی می‌تواند برای كمك به بیماران روانی مفید واقع شود؛ به‌گونه‌ای كه استرس آن‌ها را كاهش داده و تعاملات اجتماعی آن‌ها را افزایش دهد و توانایی آن‌ها ر ا برای سازگاری ارتقاء دهد.
بلاچیک (1981) هشت سبک سازگاری برای افراد برشمرده است. در این بین، سازوکار وارونه‌سازی، یعنی توجه به وجوه مضحک شرایط و موقعیت‌های فشارزا، از آن جمله است. از یک دیدگاه جامع‌تر زیستی- روانی اجتماعی ، می‌توان مزاح (شوخ‌طبعی) را نوعی پیام هدفمند اجتماعی دانست که با تغییرات فیزیولوژیکی و روانی ویژه‌ای، همراه است.
آریتی (1975) معتقد است ارتباط تنگاتنگی بین حدس بذله‌گویی و میزان خلاقیت فرد وجود دارد.
نقش شوخ‌طبعی در بهبود ارتباطات
شوخ‌طبعی، علاوه بر کاهش استرس، موجب بهبود ارتباطات در یک محیط کاری می‌شود . اکثر بگومگوها، سوءتفاهم‌ها و کم‌کاری‌ها، در نتیجه‌ی ضعف در ارتباط است. اهمیت ارتباطات در زندگی مانند جریان خون در رگ‌هاست؛ هر چه سیستم گردش خون بد کار کند، اعضای بدن دچار مشکل و نارسایی شده و اکسیژن و غذا به اعضای بدن نمی‌رسد؛ درنتیجه توانایی بدن اندک‌اندک از بین می‌رود. مقصود این است که اگرچه من و شما زبان مشترک داریم، ولی کاربرد زبان به‌گونه‌ای نیست که برداشت‌های مشابه و یکسانی از واژه‌ها داشته باشیم. اگر می‌دانستیم که هر یک از ما از واژه‌ها چه برداشت می‌کنیم، مشکلات ارتباطی به پایین‌ترین حد ممکن می‌رسید. کسی که پیام می‌دهد، اساس فرض خود را بر این می‌گذارد که گیرنده‌ی پیام از شنیدن واژگان، عبارت‌ها و اصطلاحات آن‌گونه که موردنظر اوست، می‌اندیشد؛ ولی به‌طورمعمول چنین فرضی نمی‌تواند درست باشد. هنگامی‌که افراد به‌طور غیر موثر ارتباط برقرار می‌کنند، دچار حالت‌هایی نظیر خستگی زیاد، نارضایتی از کار، افزاش اشتباه در کار، افزاش حجم کار و... می‌شوند. مطالعات حاکی از آن است که وقتی مردم در خلق خوبی قرار دارند، بیشتر مشارکت‌کننده هستند و به‌گونه‌ای وارد گفتگو می‌شوند که برای هر دو طرف حداکثر فایده را دارد؛ رفتار آن‌ها بیشتر قابل‌انعطاف است؛ بهتر به حل مسایل می‌پردازند و موقعیت‌ها را بهتر درک می‌کنند.
حد شوخی كردن:
البته شوخی كردن مرزهایی دارد كه نباید از آن تجاوز كرد. یكی این‌که از مرز حق و صداقت خارج نشود. شوخی نباید به باطل كشیده شود و یا به دروغ آلوده گردد. به پیامبر خدا با تعجب عرض كردند شما با ما شوخی می‌کنید؟ حضرت فرمودند: «من اگرچه با شما شوخی می‌کنم، ولی جز حق نمی‌گویم.» دوم شوخی نباید به دشنام آلوده شود. امام باقر (ع) می‌فرماید: «خداوند عزوجل كسی را كه در جمع بدون دشنام دادن شوخی می‌کند دوست دارد.» سوم شوخی نباید از راه مسخره كردن دیگران صورت گیرد. كثرت در شوخی و خنده باید رعایت شود و از حد خود نگذرد. قهقهه زدن و خندیدن زیاد موجب قساوت قلب و مردن دل می‌گردد و هیبت و وقار را می‌برد. شوخی كردن با نامحرم ازجمله مواردی است كه باید مورد توجه قرار گرفته و حد و مرز در آن به‌عنوان یك خط قرمز رعایت گردد؛ چون باعث گناه شده و هزینه‌ی این شوخی كردن، گناه است.
روزی امام صادق (ع) از یونس شیبانی پرسید: «وضع شوخ‌طبعی در میان شما چگونه است؟» گفت: «اندك است.» حضرت فرمود: «این‌گونه عمل نكنید؛ چراکه شوخی كردن از خوش‌اخلاقی است و تو بدین‌وسیله برادر خود را شاد می‌سازی.» در این كلام زیبا دو نكته وجود دارد: یكی این‌که شوخی كردن یكی از مؤلفه‌های حسن خلقی است كه دین بر آن تأکید كرده است؛ دوم اینكه این كار، مایه‌ی سرور و شادمانی دیگران می‌شود و بدین‌وسیله اندوه آنان كاهش می‌یابد.
و اما نکته‌ی پایانی: با در نظر گرفتن مفهوم چندبعدی شوخ‌طبعی به‌صورت سبک‌های سازگار و ناسازگار در ارتباط با سلامت روان، شوخ‌طبع بودن (سبك سازگار) را می‌توان به‌عنوان شیوه‌ی رفتاری مفید و قابل‌قبول از نظر اجتماعی در ارتباط با بهبود و ارتقای سلامت روان به‌حساب آورد. سلامت روان مفهومی كلی است؛ برای برخورداری از سلامت روانی خوب باید از ویژگی‌های مثبت زیادی از قبیل صمیمیت، خوش‌رویی، برون‌گرایی، عزت نفس، رضایت مندی از ارتباط و به‌طور كلی از خُلق و هیجان‌های مثبت برخوردار بود. تأکید می‌شود شوخ‌طبعی مثبت با تمام عوامل مذكور رابطه‌ی مستقیم دارد. از طرفی با توجه به گرایش روان‌شناسی به سمت سلامت و بهزیستی، می‌توان از شوخ‌طبعی به‌عنوان یك مؤلفه‌ی رفتاری مثبت جهت بهزیستی، برقراری روابط سالم، گسترش شبکه‌های اجتماعی و افزایش حس تفاهم و یكرنگی و همچنین جهت پیشگیری از اختلال‌های روانی و حتی درمان آن‌ها بهره گرفت. گفتنی است اغلب اتفاقات و حوادث پریشان‌کننده‌ی زندگی را می‌توان با روحیه‌ی شوخ‌طبعی و بذله‌گویی، البته به سبك مثبت، به امور قابل‌تحمل تبدیل كرد. این روحیه كه فرد بتواند هنگام خشم، عصبانیت، اضطراب یا هر موقعیت پر تنش دیگر، لحظه‌ای توقف كند و با دید شوخ‌طبعی به مسایل نگاه كند، یك مهارت است. مهارتی كه باید آموخته شود و آن را باید در شمار مهم‌ترین مهارت‌های زندگی قرار داده و مانند هر مهارت دیگری تقویت كرد.
لذا با شناخت بیشتر و آموزش چگونگی بهره‌گیری از شوخ‌طبعی مثبت و اجتناب از سبک‌های ناسازگار خودکاهنده و پرخاشگرانه، به بهبود تأمین و ارتقای سلامت روان و بهزیستی افراد جامعه، كمك نماییم.

کتاب‌های پیشنهادی جهت مطالعه
• کاوشی در طنز ایران (2 جلد)، ابراهیم نبوی، تهران، جامعه‌ی ایرانیان، 1378
• مقدّمه‌ای بر طنز و شوخ‌طبعی در ایران، علی‌اصغر حلبی، تهران، پیک، 1370
• طنز و شوخ‌طبعی ملانصرالدین، نویسنده: عمران صلاحی، تهران، نخستین، 1379
• قوانین زندگی، باربارا دی آنجلیس، مترجم، عالیه حسنی
منابع
• پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شماره 208، شهریور 88
• فصلنامه روان‌شناسی كاربردی، سال 4، شماره (2) 14، تابستان 1389
• پولادی ری‌شهری، علی و گلستانه، سید موسی 1387 روان‌شناسی شوخ طبی تهران. انتشارات نسل.
• كرتیس، آنتونی جی 1380 روان‌شناسی سلامت ترجمه فرامرز سهراب. تهران. انتشارات ورای دانش. تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 2000
• رابطه سبک‌های شوخ‌طبعی دانشجویان با سلامت عمومی آن‌ها فصلنامه روان‌شناسی كاربردی سال 4، شماره 2 تابستان 1389
• شولتس، دوآن، روان‌شناسی کمال، ترجمه: گیتی خوشدل، تهران: نو، 1362 ش
• آرگایل، مایكل، (1380) روان‌شناسی شادی. ترجمه مسعود گوهری اناركی، حمید طاهر نشاط دوست، حسن پالاهنگ و فاطمه بهرامی. اصفهان. انتشارات جهاد دانشگاهی، تاریخ انتشار اثر به زبان اصلی، 1987
• ستایش، فاطمه، 1392، پایان‌نامۀ کارشناسی، دانشگاه پیام نور واحد کرج، بررسی رابطۀ شوخ‌طبعی با سلامت روان معلمان استان البرز (ناحیه یک کرج)
• نصرآبادی، علی باقر (1377)، مدیریت تربیت و پیشرفت تحصیلی، انتشارات لوح محفوظ، چاپ اول.

• www. pnu-club. Com
• www.saroosaz.com
• Journal of Applied PsychologyVol. 4, No. 2(14), Summer 2010, 32-43
• Relationship between students' humour styles and their general health

ویدا احمدخان بیگی روان شناس و مدرس دانشگاه

منتشرشده در روان

اورژانس هوایی یکی از اهداف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی بود. به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» ،دکتر هاشمی وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی در مراسم بهره برداری متمرکز از اورژانس هوایی در فرودگاه پیام با اعلام این مطلب افزود : تشکیل ناوگان هوایی برای اورژانس هوایی یکی از اهداف وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی بود وی افزود به سختی و دشواریی در این مسیر وجود داشت اشراف کامل داشته و دارم و ادامه کار نیز قطعا با سختی هایی همراه است. وی خاطر نشان ساخت امروز 6 فروند از بالگردهای اورژانس به بهره برداری می رسد و به زودی 4 فروند دیگر به اسکادران اورژانس هوایی اضافه خواهد شد. دکتر هاشمی با اشاره به ویژگی های این بالگردها خاطر نشان ساخت : همکاران ما با وارد نمودن این نوع بالگرد که برای اولین بار در کشور رخ می دهد قدم ارزشمندی در حوزه بهداشت و درمان برداشته اند که جای تقدیر و تشکر دارد. وزیر بهداشت افزود: در مرحله اول 85 نفر از بهترین نیروهای اورژانس کار خود را در اورژانس هوایی شروع می کنند و امیدوارم مجموعه این اقدامات رضایت مردم را به دنبال داشته باشد. وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی اذعان نمود : شخصا فکر می کنم زمانی از اورژانس هوایی احساس رضایت می شود که این بالگردها در مناطق و روستاهای دور افتاده پیرزن و پیرمردی را نجات دهد و به نظرم این اقدام یک کار انقلابی گری محسوب می شود و قابل تقدیر می باشد.

منتشرشده در رویداد