حامد

حامد

 مدیرکل تعزیرات حکومتی استان البرز از کشف یک میلیون و ۵۰۰ هزار بسته پوشک بچه در استان خبر داد و گفت: پوشک های احتکار شده در بازار توزیع می‌شود.

 علی‌اکبر مختاری در خصوص میزان و نحوه کشف پوشک‌های احتکارشده در استان البرز، اظهار کرد: طی هفته‌های گذشته یک‌میلیون و پانصد هزار بسته پوشک نوزاد از یازده سوله در سه منطقه کمال شهر، شهرک صنعتی بهارستان و ساوجبلاغ کشف و

ضبط‌شده است.

وی در خصوص رفع نیاز فوری شهروندان و ورود اقلام کشف‌شده به بازار، بیان کرد: برای برطرف کردن نیاز مردم، قبل از تشکیل جلسات دادگاه و صدور حکم نهایی، دستور توزیع اقلام با مسئولیت قضایی صادر می‌شود که در این راستا هفته گذشته، دستور توزیع

پوشک کشف‌شده به سازمان صنعت معدن و تجارت استان البرز صادرشده است.

مدیرکل تعزیرات حکومتی استان البرز در خصوص سازوکار تزریق اجناس کشف‌شده از انبار محتکران به بازار مصرف، گفت: وظیفه توزیع و نظارت بر تزریق کالاهای احتکاری کشف‌شده با سازمان صنعت، معدن و تجارت است و طی مکاتباتی دستورات لازم در این

زمینه داده‌شده است.

مختاری در ادامه افزود: بر اساس دستورات صادرشده، سازمان صنعت، معدن و تجارت استان مکلف به استقرار ناظران در سوله‌های اقلام مکشوفه شده است تا بر انبارگردانی، تعداد بسته‌های بارگیری شده تا رسیدن به مقصد و توزیع در بین مردم نظارت کامل

داشته باشند.

وی ادامه داد: ناظران باید در مراکز توزیع حاضر باشند و بر اساس همین دستورالعمل خرید عمده پوشک غیرقانونی بوده و اولویت در توزیع با استان البرز است و تنها درصورتی‌که مازاد بر نیاز استان باشد به دیگر نقاط کشور ارسال خواهد شد.

مدیرکل تعزیرات حکومتی استان البرز همچنین درباره شیوه تعیین نرخ مصوب برای عرضه پوشک تشریح کرد: نرخ قانونی پوشک‌های احتکار شده بر مبنای ارز دولتی است و برای تعیین قیمت نهایی باید سازمان صنعت، معدن و تجارت از سازمان حمایت از

مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان استعلام کند تا مشخص شود واردات پوشک با ارز سه هزار و هشت‌صد یا چهار هزار و دویست‌تومانی انجام‌شده است.

وی با توضیح روش اتخاذشده برای برقراری عدالت در توزیع پوشک در سطح استان عنوان کرد: نسبت پراکندگی جمعیت و زنجیره‌های جمعیتی در تعداد مجاری عرضه پوشک در نظر گرفته می‌شوند و در این راستا دو اتحادیه اصناف سوپرمارکت‌ها و اتحادیه

لوازم‌آرایشی و بهداشتی، داروخانه‌ها و فروشگاه‌های بزرگ دارای مجوز و بدون تخلف همکاری خواهند کرد.

مختاری درباره نگرانی مراکز توان‌بخشی برای تأمین پوشک مددجویان تحت پوشش سازمان بهزیستی توضیح داد: در توزیع پوشک‌های نوزادی کشف‌شده مؤسسات تحت پوشش سازمان بهزیستی و کودکان شیرخوارگاه‌ها در نظر گرفته‌شده‌اند و حل مشکلات

جامعه هدف بهزیستی با جدیت پیگیری خواهد شد.

منتشرشده در رویداد

مديركل استاندارد استان البرز گفت: استفاده از ظروف يك‌بار مصرف پلاستيكی در توزيع نذورات ممنوع است.
فتانه شكرالهي اظهار کرد: با توجه به فرا رسيدن ايام سوگواری در ماه محرم و تاسوعا و عاشورای حسينی، برای توزيع نذورات از ظروف يك‌بار مصرف گياهی و تخريب‌پذير به شرط درج موضوع بر روي بسته‌بندی، و برای نوشيدنی‌های داغ از ظروف كاغذی با لايه داخلی سفيد رنگ استفاده شود.

وي افزود: استفاده از ظروف پلاستيكی اعم از ظروف پروپيلن و پلی‌استايرن به ترتيب دارای علامت مثلث شكل در زير ظرف مانند ليوان و بشقاب با عبارات PP و PS صرفاً برای مصرف نوشيدنی و غذاهای سرد توصيه می‌شود.

این مسئول ابراز کرد: ظروف غذایی از جنس فوم پلی‌استايرن نيز برای غذاهای داغ نامناسب است زيرا مجاورت مايعات داغ يا مواد غذايی داغ در اين گونه ظروف، موجب آزاد شدن تركيبات شيميایی سمی مونومرها می‌شود كه برای سلامت انسان بسيار خطرناك است و آلودگی زيست محيطی را به دنبال دارد.

وی در پايان تصريح كرد: استفاده از مواد بازيافت برای توليد ظروف يكبار مصرف غير مجاز بوده و توليد كنندگان صرفاً مجاز به استفاده از مواد اوليه نو هستند.

منتشرشده در رویداد

مدیرکل حفاظت محیط زیست البرز اعلام کرد که به رغم استخدام 6 نیروی محیط بانی جدید ، تعداد محیط بانان البرز متناسب با استاندارد جهانی نیست.
فردین حکیمی افزود: براساس استاندارد جهانی برای هر یک هزار هکتار عرصه زیستگاهی و طبیعی می بایست یک محیط بان به گار گرفته شود.
وی گفت: با وجود منطقه حفاظت شده البرز جنوبی و منطقه شکار ممنوع طالقان استان البرز درمجموع به مساحت 140 هزار هکتار، تعداد نیروهای محیط بان حدود یک سوم استاندارد جهانی است.
حکیمی اظهار داشت: هر چند سازمان حفاظت محیط زیست با هدف حفظ و صیانت از محیط زیست و حیات وحش کشور درصدد افزایش تعداد محیط بانان است لیکن حفاظت از محیط زیست و حیات وحش بدون همکاری و مشارکت مردم به ویژه جوامع محلی میسر نخواهد شد.
وی با بیان اینکه تمام شهروندان باید خودشان را محیط بان بدانند، گفت: محیط بانان به عنوان تنها حافظان حیات وحش و در خط مقدم مبارزه با شکارچیان غیر مجاز و مخربان محیط زیست هستند و کار آنان از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است.

منتشرشده در رویداد

 پس از سال ها انتظار نخستین هواپیمای مسافربری در فرودگاه پیام استان البرز به زمین نشست
آرزوی دیرینه مردم استان البرز پس از سال ها محقق و جمعه 23 شهریور ماه نخستین هواپیمای مسافربری از مبدا مشهد مقدس به مقصد کرج در فرودگاه بین المللی پیام به زمین نشست.
این پرواز با 160 مسافر ساعت 15:30 از مبدا مشهد مقدس در فرودگاه پیام به زمین نشست و در ساعت 17 تعداد 161 مسافر را به مقصد مشهد منتقل کرد .پروازهای بعدی روزهای چهارشنبه و جمعه توسط هواپیمایی تابان در همین مسیر ادامه خواهد یافت و به زودی سایر شرکت های هواپیمایی در این مسیر و سایر مسیرها از جمله کیش و .....اضافه خواهد شد.

مهندس آذری جهرمی وزیر جوان ارتباطات و فناوری اطلاعات در آستانه اولین پرواز مسافری فرودگاه بین المللی پیام در اینستاگرام خود نوشت:انتظار مردم خوب استان البرز به ثمر نشست و از امروز اولین هواپیمای مسافربری نخستین هواپیمای مسافربری از مبدا مشهد مقدس به مقصد کرج در فرودگاه بین المللی پیام به زمین نشست.

وزیر ارتباطات درباره زمان برگزاری مراسم افتتاحیه این فرودگاه تصریح کرد :مراسم رسمی افتتاح این فرودگاه پس از ایام عزاداری سیدالشهدا علیه السلام برگزار خواهد شد.وزیر جوان وزارت ICT ضمن اشاره به تلاش های شبانه روزی مدیران و کارکنان پیام در به ثمر نشستن پروژه بزرگ مسافری شدن فرودگاه بین المللی پیام اظهار داشت:به همکارانم در شرکت فرودگاهی پیام بابت این تلاش و دستاورد دولت دوازدهم خدا قوت می گویم.در این پروژه بزرگ همراهی همه دستگاه های حاکمیتی در استان بی نظیر بود و البته انصافا نبایستی نقش مدیر جوان این شرکت را در پیگیری شبانه روزی این پروژه نادیده گرفت.

دکتر سعید زرندی مدیر عامل جوان فرودگاه بین المللی و منطقه ویژه اقتصادی پیام است از مهر ماه 95 با حکم وزیر ارتباطات مسولیت این منطقه را بر عهده گرفته است.

منتشرشده در رویداد

استاندار البرز گفت: در دولت تدبیر و امید توجه بسیار خوبی به ارتقا سرانه های درمانی البرز صورت گرفت و زیرساخت های این بخش به میزان قابل توجهی تقویت شد.

دکترمحمدعلی نجفی در دیدار با مدیرعامل سازمان بیمه سلامت که در حوزه استاندار برگزار شد با تشریح وضعیت استان البرز، افزود: البرز، استانی ویژه در کشور محسوب می شود که فرصت ها و تهدیدهای فراوانی دارد.

وی ادامه داد: این استان به دلایل عدیده ای نیازمند مدیریتی هوشمندانه و اتخاذ تدابیری خاص در جهت بهره مندی از فرصت ها و پیشگیری از تهدیدها، می باشد.

دکتر نجفی گفت: به لحاظ اهمیتی که مراکز علمی، پژوهشی و پزشکی البرز دارند، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و معاون علمی فناوری رییس جمهوری در کمتر از یک سال هر کدام ۷ سفر به این استان داشته اند.

وی افزود: البرز به دلیل رشد سریع جمعیت، نرخ بالای مهاجرپذیری و حاشیه نشینی، نیازمند ارتقا امکانات بهداشتی و درمانی است.

استاندار البرز اضافه کرد: در دولت تدبیر و امید توجه بسیار خوبی به ارتقا سرانه های درمانی البرز صورت گرفت و زیرساخت های این بخش به میزان قابل توجهی تقویت شد.

وی گفت: با اهتمام ویژه ای درصدد رشد سرانه های بهداشت و درمان استان هستیم.

پیگیری مجدانه استاندار البرز، محرکی قوی در راستای توسعه خدمات درمانی است

مدیرعامل سازمان بیمه سلامت نیز در این دیدار به پویایی و پیگیری استاندار البرز به عنوان محرکی قوی برای ارائه خدمات بیشتر به استان اشاره کرد و افزود: این امر در خصوص وضعیت خدماتدهی بیمارستان ها مشهود و موثر بوده است.

طاهر موهبتی خاطرنشان کرد: در استان البرز ۴۵۰ هزار نفر تحت پوشش بیمه سلامت هستند و در این راستا سالانه ۲۷۰ میلیارد تومان در استان هزینه می شود.

وی گفت: دولت تدبیر و امید در راستای توسعه خدمات بهداشتی و درمانی به البرز توجه ویژه ای داشته چراکه رشد سریع جمعیت در این استان، نیازمند نگاهی گره گشا است.

منتشرشده در رویداد

در ارفع ده به‌جز درخت و زیبایی چیز دیگری دیده نمی‌شود، منطقه‌ی بکری که هنوز دست تخریب‌ بشر به آن نرسیده و با قرار گرفتن در ارتفاعی خاص، همواره در پوششی از مه قرار دارد و مناظر بدیعی دارد.

ارفع ده یکی از روستاهای ییلاقی شمال کشور است که به خاطر شرایط خاص دسترسی نقطه‌ای بکر و دست نخورده باقی مانده است. در ارفع ده به‌جز درخت و زیبایی چیز دیگری دیده نمی‌شود، منطقه‌ی بکری که هنوز دست تخریب‌کننده‌ی بشر به آن نرسیده است. هیچ زباله‌ای در راه ریخته نشده، اما زخم کنده‌ شده‌ی یادگاری‌ها بر تنه‌ی درختان چهره‌ی بدی از

مهمانان قبلی جنگلی باقی گذاشته است.

وجود درخت‌ها و درختچه‌های منحصر‌به‌فردی مانند سف، تل، تلکا، زرشک، آلاش و لازه به همراه گیاهان ریشه‌دار وحشی مانند ازگل، ولیک، زال زالک، سولس و ته دونه بر جذابیت‌های جنگلی این منطقه افزوده است.

جنگل‌های بکر در مناطقی که میان بومیان و اهالی پرتاس خوانده می‌شوند، مسیرهای دشوار دارد و به لحاظ قرار گرفتن در ارتفاعی خاص، همواره در پوششی از مه قرار دارد و مناظر بدیعی را پدید می‌آورند.

در میان این نوع از جنگل‌ها نیز دره‌های زیبا، به همراه نهرها، آبشارها و چشمه‌های متعدد خودنمایی می‌کند. این منطقه دارای پوشش جنگلی و متنوع با درخت‌هایی نظیر راش، افرا، توسکا، ملچ و نوع کمیاب درخت سردار یا سرخدار است. ارفع ده

همچنین پوشش گیاهی منطقه شامل گلابی وحشی (همرو)،‌ ازگیل وحشی، گوجه وحشی، خرمالوی وحشی، ولیک قرمز و سیاه، زرشک، توت فرنگی وحشی و تمشک است.

آسمان ارفع ده به رنگ آبی نقاشی‌های کودکان است، ابرها در بالای سر، شکلک درمی‌آوردند. به چشمه‌ی پراو که برسید و از سرچشمه‌ی آن به پایین که نگاه کنید، شاخه‌های زیادی از آب را می‌بینید که به زندگی جان می‌دهند و مسیر حیات را در پیش می‌گیرند. اگر از این آب ننوشید، زحمت تمام راهی را که آمده‌اید به هدر می‌رود.

دهانه‌ی غار اسپهبد خورشید، روستای کمرپشت و چند روستای دیگر در جلوی چشم در دامنه‌ی کوه، خودنمایی می‌کند. در مسیر برگشت هنگامی که به ارفع ده می‌رسید،‌ شاید برخی محلی‌ها مهمان‌نواز برای صرف چای از شما دعوت کنند. گویا در زمستان‌ها فقط پنج خانواده در این روستا می‌مانند و بقیه به شهر می‌روند. در این ده، مدرسه و درمانگاه وجود ندارد و اگر

کسی بیمار شود باید به پایگاه هلال احمر برود.

ارفع ده دنیایی زیبایی و شگفتی را روی ارتفاعات بلند در خود جمع کرده است. می توانید سری هم به امامزاده سام و لام بزنید.

مسیر دسترسی به ارفع ده
موقعیت این روستا در ۳۰ کیلومتری پل سفید و ۱۷۰ کیلومتری تهران در مسیر فرعی راه ارتباطی تهران به مازندران از طریق جاده فیروز کوه است. در جاده فیروزکوه پیش می‌روید، بعد از دو راهی خطیر کوه به رستورانی به نام چاپارخانه می‌رسید. رستوران در سمت چپ جاده قرار دارد و مقابل آن جاده‌ای به طول ۶ کیلومتر وجود دارد که نیمی از آن آسفالت و نیمی از آن

خاکی است. به تعبیری دیگر بعد از عبور از فیروزکوه و روستای معروف ورسک به منطقه‌ای به نام چاپارخانه یا دم زنون (نام روستاهای منطقه) می‌رسیم. در سمت چپ جاده هلال احمر سرخ آباد پیداست که کمی از کنار جاده عقب‌تر است. از هلال احمر ۲۰ متر بالاتر دو جاده خاکی وجود دارد که سمت راستی به طول ۷ کیلومتر که جاده خاکی مناسبی است و انواع

سواری و مینی بوس می‌توانند در آن تردد کنند، ما را به روستای ارفع ده می‌رساند.

در تابستان پاکوب و مشخص و در زمستان پوشیده از برف است که در مسیر کوهستانی به برف‌کوبی نیاز است. بخشی از مسیر جنگلی است که هر فصل زیبایی بی‌نظیر خود را آشکار کرده و بخشی دیگر کوهستانی است که به خط‌الراس منتهی می‌شود.

مسیر دیگر، مسیر شمالی است که از روبروی پادگان شروع شده و چشمه پر آب و استخر بزرگ «پرو» در این مسیر قرار دارد. صعود از مسیر شمالی در زمستان بسیار پربرف سخت‌تر، اما لذت بخش‌تر از مسیر جنوبی است که البته بدون یک راهنمای کار بلد امکان‌پذیر نیست. طول مسیر آب ندارد، مسیر کاملا تحت پوشش شبکه همراه اول است.

وضعیت اسکان در ارفع ده

امکان اقامت هم در ارفع‌ده و هم در بالای ارتفاعات (قله ارفع‌ کوه) وجود دارد. در ورودی روستا یک امامزاده وجود دارد که با دو اتاق تقریبا ظرفیت ۲۵ الی ۳۰ نفر را دارد و چشمه جوشانی در حیاط این امامزاده در تمام فصول سال جاری است. در داخل روستا نیز یک حسینیه وجود دارد که به مراتب بزرگ‌تر از امامزاده است و تقریبا ظرفیت ۶۰ الی ۷۰ نفر را دارد که با

هماهنگی با مسئولان روستا امکان استفاده از آنها وجود دارد. این دو محل امکاناتی مثل آب، برق و سرویس بهداشتی دارند. اگر قصد شب‌ ماندن و ادامه مسیر به سمت ارتفاعات و وارد شدن به جنگل یا حتی رسیدن به قله ارفع‌ کوه را داشته باشید، هم در میانه راه و جنگل می‌توانید کمپ برقرار کنید و هم در ادامه راه، در جان‌پناه سنگی قله بمانید که از انتهای جنگل

دیده می‌شود. کف جان‌پناه موکت است و برای ماندن باید کیسه‌خواب مناسب داشته باشید.

بهترین فصل برای بازدید از ارفع ده

بخشی از مسیر جنگلی است که در بهار، سبزی و در پاییز، به هر رنگی، زیبایی بی‌نظیر خود را آشکار می‌کند. اگر در فصل مناسب آهنگ منطقه ارفع‌ ده کنید، با اینکه از مناطق جنگلی شمال کشور است، هوای منطقه سرد و معتدل است و شرجی نمی‌شود.

این منطقه در زمستان هم بارش برف سخت و سنگین ندارد. با این حال بهترین زمان ورود به منطقه و لذت بردن از طبیعت بکر آن، بهار و پاییز است. چشم‌نوازی هزار رنگ پاییز به‌ دلیل تنوع گونه‌های گیاهی جنگل کم‌نظیر است، بالاتر از ابرها که بروید، بر فراز آنها، شکوه طبیعت به حدی است که در لحظاتی خود را جدای از زمین می‌بینید.

منتشرشده در گشت و گذار

دکتر فرامرز شاهرخی، متخصص جراحی عمومی، فارغ التحصیل از دانشگاه شیراز، از سال 1360 وارد کرج می شود و در مراکز مختلف دولتی و خصوصی فعالیت درمانی خود را آغاز می کند. از نخستین افرادی است که در زمینۀ بهداشت و درمان در بخش خصوصی فعال می شود. همۀ برادران و تنها خواهرش از تحصیلات عالیه برخوردارند. گفتگویی که قرار بود حدود 15

دقیقه انجام شود بیش از 90 دقیقه به طول انجامید، گفتگویی که خواندن آن خالی از لطف نیست و جذابیت های زندگی یک پزشک را به خوبی روایت می کند.

دکتر فرامرز شاهرخی، متخصص جراحی عمومی، فارغ التحصیل از دانشگاه شیراز، از سال 1360 وارد کرج می شود و در مراکز مختلف دولتی و خصوصی فعالیت درمانی خود را آغاز می کند. از نخستین افرادی است که در زمینۀ بهداشت و درمان در بخش خصوصی فعال می شود. همۀ برادران و تنها خواهرش از تحصیلات عالیه برخوردارند. گفتگویی که قرار بود حدود 15

دقیقه انجام شود بیش از 90 دقیقه به طول انجامید، گفتگویی که خواندن آن خالی از لطف نیست و جذابیت های زندگی یک پزشک را به خوبی روایت می کند.

دوران کودکی

در استان چهار محال و بختیاری در یک خانوادۀ پرجمعیت متولد شدم. یک خواهر و 5 بردار دارم. حدوداً 5 ساله بودم که به استان خوزستان مهاجرت نمودیم و من در مناطق نفت¬خیز رشد کردم. دیپلم را از شهر هفت گل، نزدیک مسجد سلیمان دریافت نمودم.

دوران تحصیل در دبستان

از روز اول مدرسه یک چیزهایی یادم می آید. هر دانش آموزی اولین روز مدرسه ذوق و شوق خاصی دارد. من به اتفاق پدرم با علاقه به مدرسه رفتم و از همان ابتدا هم درسخوان بودم و هم اهل ورزش. ورزش مورد علاقۀ من فوتبال بود که در دوران دبیرستان شروع شد. در آن زمان وارد تیم نوجوانان استقلال (البته آن زمان تاج بود) شدم و دفاع چپ تاج هفت گل بودم .

وارد دانشکدۀ پزشکی هم که شدم فوتبال ادامه داشت و باز در همان پست دفاعی بازی می کردم. تا مرحلۀ انترنی هم فوتبال بازی می کردم.

پزشکی که باعث شد من پزشک شوم

در دوران دبستان و سیکل اول بیشتر سرگرم درس خواندن و ورزش بودم. در شهر ما یک پزشک به نام مرحوم دکتر خاشع بود که اتفاقاً چند سالی هم در کرج در بیمارستان کسری و سه راه گوهردشت مطب داشت. پسر ایشان با من در دوران دبیرستان هم کلاس بود وقتی وارد کلاس می شد، همه می گفتند پسر آقای دکتر خاشع آمد. دکتر خاشع بسیار مردمی بود

و مردم منطقه بی نهایت او را دوست داشتند. با دیدن منش و رفتار او آرام آرام به این فکر افتادم که در رشتۀ زیست شناسی وارد شوم و بتوانم یک روزی مثل او پزشک شوم. من چندبار به عنوان بیمار به وی مراجعه کردم. خوش رفتاری و دلسوزی او مثال زدنی بود و در واقع او اولین سرمشق من بود. با این انگیزه از کلاس 11 و12 بیش از پیش درس می خواندم و با اینکه

در منطقۀ ما دبیرهایی با مدرک کارشناسی حکم کیمیا را داشتند، با پشت کاری که از خودم نشان دادم توانستم وارد دانشگاه بشوم.

دوران دانشگاه

در کنکور 1349 موفق شدم وارد دانشگاه شیراز شوم. دوران پزشکی عمومی را در همان دانشگاه شیراز طی و درسال 1357 به عنوان پزشک عمومی فارغ التحصیل شدم. در طول دورۀ پزشکی عمومی مدتی به عنوان بورسیه در بیمارستان جان هاپکینز امریکا، در ایالت بالتیمور مشغول تحصیل بودم. بعد به ایران برگشتم و در همان دانشگاه شیراز وارد رشتۀ جراحی

عمومی شدم. قبل از انقلاب دورۀ پزشکی عمومی در دانشگاه شیراز که از دانشگاه های انگلستان اقتباس شده بود، 8 سال طول می کشید، یعنی دوران تحصیل ما 1 سال از دانشجویان دیگر دانشگاه ها بیشتر بود. حمل بر خودستایی نشود، من در طول این 8 سال همیشه شاگرد اول بودم. بی آنکه به خدمت سربازی اعزام شوم، دورۀ تخصص جراحی عمومی را آغاز

کردم و بعد از فارغ¬التحصیلی در رشتۀ جراحی عمومی به سربازی رفتم.

خانوادۀ علاقه مند به تحصیل

خوشبختانه برادران و تنها خواهرم همه اهل درس و تحصیل کرده اند. برادر اولم دبیر زیست شناسی دبیرستان های اهواز و کرج بود. برادر دومم که از من بزرگ تر است، دکترای اقتصاد دارد. بعد از اخذ دکترا از آمریکا به ایران بازگشت، چندسالی استاد دانشگاه بود و بعد بنا به دلایلی به آمریکا مهاجرت نمود و الان 30 سال است که استاد دانشگاه در کالیفرنیا است و

در آستانۀ بازنشستگی قرار دارد. پسر سوم خانواده من بودم که پزشک شدم. به شما عرض کنم که برادر چهارم علاقۀ خاصی به مهندسی و ریاضیات داشت که از شیراز فارغ التحصیل شد و به آمریکا رفت و کارشناسی ارشد معماری خود را از دانشگاه برکلی اخذ نمود. سپس به کرج برگشت، در کرج مسئول طرح سامان دهی تپۀ مرادآب بود که متأسفانه در یک سانحۀ

رانندگی فوت شد. برادر پنجم از ابتدا علاقۀ خاصی به ورزش داشت و بعد از دیپلم موفق به دریافت مدرک کارشناسی در رشتۀ تربیت بدنی شد. وقتی همراه با خانواده به کرج آمد، بیشتر به ورزش و به خصوص فوتبال پرداخت و تیم های خوبی هم راه اندازی کرد، به خصوص تیم فوتبال فرید که خوشبختانه قهرمان ایران شد. خواهرم ششمین فرزند خانواده است که در قبل

از انقلاب مدرک کارشناسی کشاورزی گرفت. سپس در رشتۀ مامایی ادامۀ تحصیل داد و کارشناسی ارشد خود را در رشتۀ روان شناسی بالینی اخذ نمود و فعلاً مدیر یک درمانگاه است. برادر ششم فارغ التحصیل پزشکی از دانشگاه تهران است. متخصص اورولوژی، جراحی کلیه و مجاری ادرار است و چندسالی هم استاد دانشگاه بود، اما او نیز به کانادا مهاجرت کرد و در

حال حاضر در آن کشور مشغول طبابت است.

عوامل موفقیت

من و خواهر و برادرانم ذاتاً درسخوان بودیم. البته پدرم هم آن زمان از اولین کسانی بود که در چهارمحال و بختیاری تا کلاس ششم درس خوانده بود. مادرم هم خواندن و نوشتن می دانست، ولی بیشتر با پشت کار و علاقه ای که داشتیم، رده های مختلف تحصیلی را طی کردیم. به عبارتی دیگر خود ساخته بودیم. همگی تا دیپلم شاگرد اول بودیم و به علت

موفقیت های تحصیلی ما مادرم در استان خوزستان به عنوان مادر نمونه انتخاب شد.

وقتی متخصص جراحی عمومی شدم

دوران سربازی من با دوران جنگ تحمیلی همزمان بود و به علت شرایط جنگی خدمت سربازی طولانی تر شده بود. من به عنوان جراح 27 ماه در بیمارستان های نیروی انتظامی خدمت کردم. در آن زمان با مجروحین جنگی سروکار داشتیم. در زمان عملیات به مناطق پشت جبهه اعزام می¬شدم و بیشتر در بیمارستان های خوزستان، آبادان، ماهشهر، اهواز خدمت

می کردم. فکر می کنم جراحانی که در سال های جنگ کار خود را آغاز کردند، چون با انواع و اقسام مجروحیت ها سروکار داشتند، در نوع خود بهترین هستند.

حضور در کرج

در زمان آغاز جنگ برادر دومم ساکن تهران بود. برادر اولم که دبیر بود، درخواست انتقال به تهران داد که با آن موافقت نشد و درنتیجه او به کرج آمد. ما هم به دنبال او به کرج آمدیم. در بدو ورود در مهرویلا ساکن شدیم. من از سال دوم پزشکی ازدواج کرده بودم و وقتی فارغ التحصیل شدم 2 فرزند داشتم. البته ناگفته نماند که پدر و مادر و همۀ خواهر و برادران نیز به کرج مهاجرت کردند.

کرج در نگاه اول

کرج در آن زمان در مقایسه با اهواز و آبادان شهر بزرگ و پیشرفته¬ای نبود زمانی که درمانگاه را در کرج راه اندازی کردم در خارج از محدوده بود و حتی خیابان های اطراف آن آسفالت نبود. بیشتر همان منطقۀ جهانشهر و مهرشهر مطرح و زبانزد بود. در مهرویلا تازه ساخت و ساز آغاز شده بود. عظیمیه ای وجود نداشت و فقط کوه بود. حصارک و خود کرج و میان جاده

هم که قدیمی محسوب می شد و ما هم در 45متری گلشهر خارج از محدوده بودیم. اطراف محله ها و مناطق مختلف پر از باغ و درخت بود تا مهرشهر که به طور پراکنده ویلاهایی وسیع وجود داشت.

اولین آشنایی با همکاران در کرج

من در ابتدای ورودم در زمان خدمت سربازی به بیمارستان شهید مدنی رفتم. در آن زمان چون هنوز در حال سربازی بودم، نمی توانستم استخدام بهداری شوم. بعد از آن با آقای دکتر سپهری، مرحوم دکتر کاظمینی، دکتر فصیحی و مرحوم دکتر نورانی آشنا شدم. این 4 بزرگوار بیمارستان کسری را بنا نهادند که اولین بیمارستان خصوصی کرج محسوب می شود. خدمت این

اساتید رفتم و آنان با روی گشاده مرا پذیرا شدند و من به عنوان جراح هفته ای 2 شب در بیمارستان کسری بودم.

شبی که با دکتر خاشع در کسری همکار شدم

حال که صحبت به بیمارستان کسری کشید، خوب است خاطره ای نقل کنم. پیشتر گفتم که اولین سرمشق حرفه ای من مرحوم دکتر خاشع بود و او بود که اشتیاق این رشته را در من برانگیخت. سال های 60 تا 61 در بیمارستان کسری، شب ها یک پزشک عمومی و یک جراح حضور داشت. یک شب که من به عنوان جراح حضور داشتم، متوجه شدم که پزشک عمومی

آنجا آقای دکتر خاشع است. به نزد او رفتم و خودم را معرفی کردم. برایش توضیح دادم که در دوران نوجوانی زمانی که کلاس دهم بودم، یک بار صورتم یک جوش چرکی زده بود و برای درمان پیش آقای دکتر خاشع رفتم. آقای دکتر گفت این جوش یا کورک باید شکافته شود. دستیاری به نام جعفر داشت و به او گفت: «جعفر بیا و این کورک را بشکاف». صحنۀ رویارویی من با

دکتر خاشع برای من خاطره ای فراموش نشدنی محسوب می شود، زیرا با پزشکی که در دوران دبیرستان الگویم بود، به عنوان همکار مواجه می شدم. در آن شب ها وقتی بیمار نداشتیم می نشستیم و خاطرات خوزستان و هفت گل را مرور می کردیم. این خیلی اتفاق جالبی بود که بعد از 10 الی 15 سال دوباره همدیگر را ببینیم و با هم همکار شویم.

آغاز طبابت

حدود دو سال با آقای دکتر پیروزمند در همین خیابان 45متری مطب داشتم. به تدریج در حوالی سال های 60 به فکر راه اندازی درمانگاه افتادم. نمی خواستم در مطب طبابت کنم. کرج بیمارستان خصوصی نداشت و این شد که من و تعدادی از همکاران جراح در رشته های مختلف به این فکر افتادیم که درمانگاهی بزرگ احداث نماییم که بتوانیم جراحی های کوچک را در آنجا

انجام دهیم که در آن زمان واقعاً نیاز بود. به دنبال مهاجرت به کرج، همزمان با اشتغال در ادارۀ بهداری، بیمارستان شریعتی ماهدشت، بیمارستان مدنی، بیمارستان کسری و قائم، علاقه داشتم که مجموعه ای به عنوان کلینیک جهت کارآفرینی و ارائۀ خدمات متعدد پزشکی داشته باشم. با این دیدگاه فکر می کنم سومین درمانگاه شهرستان کرج را تأسیس کردم. اولین

درمانگاه کرج درمانگاه رازی بود و بعد درمانگاه مرحوم دکتر اسلامی در میدان کرج و سومین درمانگاه را بنده در منطقۀ گلشهر که در آن زمان هنوز آسفالت نشده و خارج از شهر بود، تأسیس کردم. به هر حال به مرور زمان درمانگاه بخش های مختلف پیدا کرد. غیر از خدمات اورژانس و عمومی، از تخصص های دیگر دعوت به همکاری شد و به مرور شاهد راه اندازی

بخش های تصویربرداری، رادیولوژی، سونوگرافی، آزمایشگاه، فیزیوتراپی و دندان پزشکی در کلینیک بودیم و به آن اهدافی که داشتم، رسیدم. در حال حاضر درمانگاه حدود 70 پرسنل بیمه شده دارد و تقریباً بیش از 30 پزشک عمومی و متخصص با من همکاری می کنند. نهایت آرزوی من رضایت مردم بود که فکر می کنم به این هدف رسیده ام. خوشبختانه درمانگاه با اقبال

عمومی روبه رو شده است و اکثراً از خدمات درمانی این درمانگاه رضایت کامل دارند.

سختیهایی که در این مسیر متحمل شدیم

امکانات موجود در آن زمان برای تأسیس درمانگاه کافی نبود و دشواری های زیادی وجود داشت. جراحانی که به کرج می آمدند یا استخدام دولت می شدند یا در بیمارستان کسری کشیک می دادند. بیمارستان کسری هم محدود بود. حدود 50 تخت داشت. خوشبختانه بعدها بیمارستان امام خمینی(ره) تأسیس شد و واقعاً همین جا لازم می دانم که ذکر خیری از

آقای دکتر سید طاهر موسوی، فرماندار آن زمان داشته باشم که منشأ خدمات بزرگی در این شهر بود، چه در بهداشت و درمان، چه در آموزش و پرورش. ساخت بیشترین مدارس و بیشترین امکانات و کارها در زمان وی انجام شد و با سن و سال جوانی که داشت خیلی فعال بود و به مسائل اشراف داشت. بیمارستان امام خمینی (ره) در آن زمان زندان شهربانی بود که به

همت او به یک بیمارستان کامل و بزرگ، بهتر از بیمارستان شهید مدنی و بیمارستان کسری تبدیل شد و اکنون باعث تأسف است که این روزها بیمارستان امام خمینی (ره) وضع خوبی ندارد.

تجربۀ کار در بیمارستان شریعتی

در بیمارستان شریعتی آن موقع ما 2 پزشک بودیم و امکانات بسیار کم بود. دور از شهر بودیم، جادۀ بسیار خطرناکی داشت و مصدومان سوانح جاده های اشتهارد را به آن جا می آوردند. واحد آی سی یو نداشتیم، اما باید بیماران را می پذیرفتیم. در آن زمان من و آقای دکتر محمد بهرامی دو جراح بیمارستان شریعتی بودیم. هم بیمارستان را اداره می کردیم و هم

خدمات درمانی ارائه می دادیم. در آن زمان که جوان تر از حال بودیم، یک شب آقای دکتر بهرامی پزشک کشیک بود و یک شب بنده این وظیفه را بر عهده داشتم. او هم یکی از جراحان خوب این شهر است که خوشبختانه همچنان فعالیت می کند و حضور دارد. ما دو نفر بیمارستان شریعتی را راه اندازی کردیم و مرحوم دکتر باقر بهرامی هم که تنها پزشک بیهوشی بود،

حضور داشت. چند سال هم رئیس بیمارستان مدنی بودم. فکر می کنم زمانی که من وارد شهر کرج شدم، ششمین جراح عمومی بودم. پیش از من دکتر فصیحی، مرحوم دکتر کاظمینی، مرحوم دکتر نوری، دکتر سپهری، مرحوم دکتر مفید حضور داشتند. خانم دکتر رسایی و دکتر نیلی هم متخصص زنان بودند. من، دکتر منظوری، دکتر موسوی و دکتر شاکری همگی نسل

دوم هستیم و پزشکانی که پیشتر نام بردم قبل از ما به کرج وارد شده بودند. تعداد پزشکان در آن سال ها محدود بود و در نتیجه دائماً یکدیگر را می دیدیم. خوشبختانه این دیدارها هنوز ادامه دارد و در حال حاضر با آقای دکتر سپهری، دکتر فرید، دکتر منظوری، دکتر شاکری و بقیۀ دوستان که اکنون حضور ذهن ندارم، ارتباط و رفت و آمد دارم.

مصیبت خانوادگی من

وقتی از آقای دکتر شاهرخی پرسیدم که چند فرزند دارید، چهره اش در هم شد و گفت: متأسفانه مصیبت خانوادگی من در تعطیلات نوروز 1375 به وقوع پیوست. در نوروز آن سال من و برادرم به اتفاق خانواده برای مسافرت از کرج عازم شیراز بودیم که در هوایی بارانی و طوفانی در یک جادۀ غیراستاندارد، رانندۀ یک کامیون که معتاد هم بود، بر اثر بی احتیاطی با خودرو

برادرم تصادف کرد و متأسفانه 7 نفر از اعضای خانواده ام، شامل برادرم، همسرش و یک فرزندش، مادرم، دختر 20 ساله و پسر 17 ساله ام فوت شدند. در آن حادثه نوۀ خاله ام نیز جزو فوت شدگان بود. بعد از تصادف از من یک دختر 9 ساله و از برادرم یک پسر 8 ساله باقی ماند. پسر برادرم تا زمانی که پدرم در قید حیات بود، تحت سرپرستی او بود. بعد از درگذشت پدرم او

به آمریکا مهاجرت کرد و در همان دانشگاه برکلی که پدرش تحصیل کرده بود، به تحصیل پرداخت و در حال حاضر به استخدام همان دانشگاه درآمده است. دختر 9 سالۀ من نیز در رشتۀ مهندسی کشاورزی تحصیل کرد و بعد از آن در رشتۀ هنرهای تجسمی مدرک کارشناسی گرفت. ازدواج کرده و نوه ای به نام هانا برایم آورده است. بعد از تصادف خدا پسر دیگری نیز به من

داد که در رشتۀ تجارت و بازرگانی مشغول تحصیل است.

سخن پایانی:

من پزشک هستم، اما در عین حال به مسائل اجتماعی توجه دارم و مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور بر من تاثیرگذار است. به کشورم عرق و تعصب دارم و علاقه مند به سرافرازی ایران در جهان هستم. نمی توانم به مشکلات مردم بی اعتنا باشم. در این چند ساله سعی کردم چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی طبابتم مردمی باشم. آرزو دارم که دانش

پزشکی به دوران حکیمان بازگردد. در شهری چون کرج که تعداد پزشکان رو به فزونی گرفته، آنها نیز به مانند سایر مردم با مشکلات متعدد اقتصادی روبه رو شده اند. از سوی دیگر با ناکارآمدی بیمه ها مواجه هستیم. من حداقل نیمی از دنیا را دیده ام و هیچ کشوری به اندازۀ ما بیمه ندارد. در بعضی از کشورها فقط یک بیمۀ سراسری وجود دارد، ولی در کشور ما هر بانک

و نهادی برای خود بیمه راه اندازی کرده است و بیمه های پایه هم مشکلات زیادی دارند. مطالبات پزشکان را پرداخت نکرده اند و پزشک هم بعد از 35 سال تحصیل برای جبران هزینه های خود ناچار است به طوری که در شان یک پزشک باشد، کسب درآمد کند و این ممکن است از راه های غیراصولی سر در بیاورد و به مانند سایر اقشار جامعه پزشکی نیز در معرض سقوط

اخلاقی قرار دارد. با این حال هنوز به حضور پزشکان اخلاق¬مدار در جامعه و همچنین سربلندی ایران اسلامی امیدوار هستم.

 

منتشرشده در مصاحبه

نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی گفت: وضعیت بیمارستان امام خمینی (ره) تا هفته آینده تعیین تکلیف خواهد شد.

محمدجواد کولیوند به مشکلاتی که برای بیمارستان امام خمینی (ره) کرج طی ماه‌های اخیر به وجود آمده اشاره کرد و گفت: تلاش بسیاری برای رفع مشکلات انجام‌شده است، امیدواریم طی هفته آینده وضعیت این بیمارستان تعیین تکلیف نهایی شود.

وی با اشاره به برگزاری مناقصه بیمارستان در دو مرحله و حضور چهار سرمایه‌گذار برای خرید، گفت: به نظر می‌رسد، هفته آینده بتوان به نتیجه قطعی و تعیین تکلیف نهایی برسیم.

نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: سرمایه‌گذاران این بیمارستان درصورتی‌که شرایط استان و دانشگاه علوم پزشکی را بپذیرند، می‌توانند وارد مرحله خرید شوند، یکی از این شرایط نگه‌داشتن کارکنان بیمارستان است.

کولیوند با اشاره به مذاکرات انجام‌شده، گفت: دانشگاه علوم پزشکی شرایط خرید بیمارستان را تعیین کرده است، خریداران باید شرایط را رعایت کنند.

وی در بخش دیگری تشکیل هیئت‌امنا برای اداره بیمارستان را یکی دیگر از راه‌های پیش رو اعلام کرد و گفت: درصورتی‌که سرمایه‌گذاران حاضر به انعقاد قرارداد به هر دلیلی نشدند، بیمارستان به‌صورت هیئت‌امنایی اداره خواهد شد.

نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: بلافاصله بعد از اعلام انصراف خریدار یا خریداران، هیئت‌امنای بیمارستان تشکیل و هیئت‌امنا علاوه بر انتخاب رئیس بیمارستان به فعالیت‌های این بیمارستان نظارت خواهد کرد.

کولیوند در بخش دیگری اعلام کرد: کارکنان بیمارستان نباید نگرانی داشته باشند در هر دو صورت آن‌ها وضعیت آن‌ها حفظ خواهد شد.

وی ادامه داد: متأسفانه در این مدت عده‌ای تلاش می‌کردند تا کارکنان را از ادامه همکاری با بیمارستان مأیوس کرده و به هر ترفندی دست زدند تا کارکنان بیمارستان نتوانند در شرایط عادی و آرام به انجام‌وظیفه خود بپردازند.

به گفته نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی کارکنان بیمارستان جزو سرمایه‌های ارزشمند این استان بوده و نباید شایعات در انجام وظایف آنان خللی ایجاد کند یقیناً با تعیین تکلیف وضعیت بیمارستان، حقوق و مزایای همه کارکنانی که پرداخت‌نشده، تمام و کمال پرداخت خواهد شد.

منتشرشده در رویداد

البرز روستاهایی دارد که نام بسیاری از آنها برای مردم ناآشناست.

روستاهایی که طبیعت بکر و دست نخورده آنها چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند.

یکی از این روستاها جارواست. روستای سبز و خوش آب و هوایی که در دل منطقه کویری اشتهارد جای خوش کرده و 170 خانوار را درخود جای داده است.

جارو یکی از روستاهای هدف گردشگری استان است که علی‌رغم موقعیت خاصش هنوز ناشناخته باقی مانده است.

نام قدیمی جارو لویزان بوده است

نام این روستا در گذشته لویزان بوده و مردم آن درحاشیه کوه شاه مردان(یکی از کوههای شهرستان اشتهارد) زندگی می‌کردند.درزمان قاچار این روستا توسط راهزنان و دزدان غارت می‌شود و روستانشینان داروندار خود را ازدست می‌دهند. اهالی روستای لویزان برای این که از خطر حمله دوباره دزدان درامان بمانند با یکدیگر متحد می‌شوند و با مخفی شدن در محل گذر دزدان

به آنها حمله می‌کنند. این کار باعث شد اهالی این روستا به نام جارچیان یعنی حمله کنندگان معروف شوند و همین باعث شد پس از گذشت سالها نام این روستا به جاران ودر نهایت به جارو تغییرنام پیدا کند. شغل اهالی این روستا در گذشته کوزه‌گری بود که به زبان محلی دوره‌چی نامیده می‌شد. دوره چیان در سه نقطه از روستا کارگاه کوزه‌پزی داشتند و هربار که پخت

کوزه وسایر ظروف سفالی تمام می‌شد، دست سازه های خود را برای فروش بار چهارپایان می‌کردند و به روستا و شهرهای اطراف می‌رفتند. بیشتر اهالی جارو در شهرک صنعتی اشتهارد کار می‌کنند هم اکنون اکثر اهالی این روستایا در واحدهای تولیدی شهرک صنعتی اشتهارد مشغول به کار هستند یا کشاوزی می‌کنند. البته کمتر از یک دهه پیش بسیاری از ساکنان این

روستا به مرغداری مشغول بودند ولی به دلیل نوسانات بازار مرغ و شیوع برخی بیماری‌ها از ادامه این کار منصرف و برای یافتن شغل راهی واحدهای تولیدی و صنعتی اشتهارد شدند. عمده ساکنان این روستا از طوایف خدایار، حقدان و کموش هستند. به دلیل مهاجرت مردم از روستاها به شهر جمعیت جارو به نسبت گذشته کم شده و هم اکنون 700 نفر در قالب 160 خانوار

دراین روستا زندگی می‌کنند. هرچند مردم جارو به زنان تاتی صحبت می‌کنند اما نحوه صحبت کردن آنها با سایر روستاهای اطراف متفاوت است.

با توجه به موقعیت جغرافیایی روستا و قرار داشتن در شهرستان اشتهارد، روستای جارو به واسطه نزدیکی به کوه خنک و سبز است.همین ویژگی باعث شده امکان کاشت انواع درخت میوه ازجمله انگور،گیلاس وگردو دراطراف و محوطه درونی این روستا فراهم شود.

به جز راههای متصل به این روستا که همگی آسفالت شده‌اند، حدود 70 درصد از کوچه ها و معابر داخل روستا نیز سنگ‌فرش و آسفالت دارند و با توجه به این که اکثر جمعیت این روستا جوان هستند اکثر خانه‌های این روستا به سیستم اینترنت پرسرعت مجهز شده اند. دراین روستا باشگاه بدنسازی، کارگاههای هنری و وسیله ایاب و ذهاب جهت استفاده از خدمات

باشگاهها و مراکز فرهنگی شهر فراهم شده است. از جاذبه های گردشگری روستا می‌توان به دو قبرستان مربوط به زردتشتیان ،کوه شاه مردان و نظر گاه خاتون، امام زاده رزاق و کوه قاسمک اشاره کرد.

منتشرشده در گشت و گذار

وزیر بهداشت گفت: شهر و مردم مهاباد دوست داشتنی هستند و این شهر، تاریخ عبرت آموزی دارد که قطعا در تمدن ایران جایگاه ویژه ای دارد.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» به نقل از وبدا، دکتر سید حسن هاشمی در مراسم افتتاح کلینیک ویژه تخصصی و فوق تخصصی بیمارستان امام خمینی(ره) شهرستان مهاباد، با اعلام این مطلب، اظهار داشت: بخاطر اتفاقات و خدمات جمهوری اسلامی ایران در طول 4 دهه گذشته، خدا را سپاس می گوییم. من در روزهای سخت هم در دوران

دانشجویی به مهاباد آمده ام و مردم آذربایجان غربی و کردستان، روزهای سختی را پشت سر گذاشتند.

وزیر بهداشت از امنیت به عنوان بالاترین نعمت خدا یاد کرد و افزود: امنیت برای مردم ایران به قیمت سنگینی به دست آمده و باید از آن مراقبت کنیم که تنها با اتحاد و همدلی می توان از آن مراقبت کرد البته اتحاد و همدلی در سایه عدالت و نگاه عادلانه میسر خواهد شد و اقدامات و خدمات دولت نیز با وجود مشکلات اقتصادی، کاهش فروش نفت، تحریم ها، برجام و

مخالفت های داخلی و بین المللی و تغییرات بین المللی و عوض شدن تیم مدیریتی در آمریکا، ارزشمند بوده است.

دکتر هاشمی با بیان اینکه شرورترین مخالفان ایران در آمریکا، اسراییل و عربستان، دور همدیگر جمع شده اند، افزود: مایه امیدواری است که جمهوری اسلامی ایران در همه عرصه ها قدرتمند است که قابل مقایسه با دوران گذشته نیست و شاید دلیل عمده آن، صلح طلب بودن مردم ایران و پرهیز از شناخته شدن به عنوان متجاوز بوده است.

وزیر بهداشت اضافه کرد: مردم ایران به ویژه قوم غیور کرد، مردانه از سرزمین و ناموس خود دفاع کردند و مردم ایران هیچگاه به سرزمین ها و اموال کشورها، چشم طمع نداشته و ندارند و امروز، جمهوری اسلامی ایران در حوزه های مختلف به ویژه در خارج از مرزها، قوی تر از دهه های گذشته است.

دکتر هاشمی تاکید کرد: امیدوارم مسئولان کشور نیز همانند مردم، نهایت همدلی و اتحاد را داشته باشند و مردم دوست دارند مسئولان و نمایندگانی که انتخاب کرده اند، به مشکلات و دغدغه های آنها فکر و به آنها خدمت کنند.

وزیر بهداشت یادآور شد: با پیگیری های نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی، کمبودهای این منطقه تا حدودی برطرف شده و امیدواریم که ایجاد دانشکده پرستاری در مهاباد بتواند زمینه تربیت گروه های پزشکی را فراهم کند البته یکی از خواسته های دانشگاه علوم پزشکی ارومیه نیز این است که مهاباد، قطب پزشکی شود و خدمات پیشرفته طب مانند اعمال

جراحی قلب، ارتوپدی، چشم و گوش، حلق و بینی در مهاباد انجام شود که این نه تنها برای مردم مهاباد و شهرهای اطراف، مفیداست بلکه می تواند به مردم کردنشین عراق نیز خدمات مناسبی را ارائه دهد.

دکتر هاشمی در خصوص کمبود نیروی انسانی و تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی، گفت: برنامه های استخدام و تبدیل وضعیت نیروهای انسانی در اختیار دو معاون رییس جمهور و روسای سازمان امور استخدامی کشور و سازمان برنامه و بودجه است و هر دستگاهی بخواهد نیرو استخدام کند باید مجوز سازمان امور استخدامی را اخذ کرده و برای پرداخت حقوق آنها، از

سازمان مدیریت و برنامه ریزی، بودجه بگیرد.

وزیر بهداشت یکی از مشکلات وزارت بهداشت را کمبود نیروی انسانی عنوان کرد و گفت: البته یکی از مشکلات دیگر ما این است که بیش از 110 هزار نفر از نیروهای انسانی حوزه سلامت چندین سال است که وضعیت قراردادی دارند و حقوق آنها از سوی دولت پرداخت نمی شود بلکه باید از محل درآمدهای بیمارستانی و درآمدهای اختصاصی وزارت بهداشت تامین شود

درحالیکه که ما از تبدیل وضعیت هر تعداد نیروی انسانی، استقبال می کنیم و برای جبران کمبود نیروی انسانی در شهرستان مهاباد نامه ای به روسای سازمان امور استخدامی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی می نویسم و از نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی درخواست می کنم که ایشان هم پیگیری کند.

دکتر هاشمی افزود: اگر نیروهای قراردادی ما تبدیل وضعیت شوند، هزینه هایی که بر دوش بیمارستانها است، برطرف می شود.

دکتر هاشمی خاطرنشان کرد: متاسفانه خدمات شبانه روز حوزه سلامت را به بیمه ها فروخته ایم و آنها بیش از یک سال است که مطالبات خود را پرداخت نکرده اند و تامین اجتماعی بدهی سال گذشته خود را پرداخت نکرده و بیمه سلامت نیز به جای پرداخت بهای خدمات، از طریق واگذاری اوراق مشارکت، مطالبات دانشگاه ها را پرداخت می کند بنابراین با این نوع

پرداختی از سوی بیمه ها، مشکلات حل نمی شود چون قانون اجرا نمی شود.

وزیر بهداشت اظهار داشت: دو کار مهم در مهاباد داریم که باید به سرعت انجام دهیم یکی اینکه امکانات تشخیصی و درمانی را به قدری افزایش دهیم که مردم برای دریافت خدمات تشخیصی و درمانی، نیازی به اعزام به سایر شهرها و استانها نداشته باشند و در بلند مدت نیز، سهمیه 30 درصد بومی به درستی اجرا شود.

دکتر هاشمی با اشاره به آغاز عملیات ساخت بیمارستان 350 تختخوابی مهاباد، گفت: در کنار این پروژه ها، دو پروژه دیگر نیز در دست اجرا است که پیشرفت خوبی داشته است.

وزیر بهداشت در پایان از مردم خواست که دعا کنند کارها خوب پیش برود که البته فراز و فرودهایی وجود دارد و مهم است که در روزهای سخت، با اعتماد به نفس و توکل به خدا، قدم های محکمی از داخل کشور برداشته شود و تلاش کنیم که از جامعه بین المللی، عقب نمانیم

منتشرشده در رویداد