حامد

حامد

اولین کلینیک ویژه طب کار در بخش دولتی در درمانگاه شبانه روزی سینا واقع در کمالشهر با جمعی از مسئولین و معتمدین کمالشهر  افتتاح شد.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» در حاشیه این مراسم محمد مهدی لاسجوری ، مدیر کلینیک ویژه دانشگاه علوم پزشکی البرز گفت : اولین کلینیک طب کار در بخش دولتی راه اندازی شد و امیدواریم با مسئولین محترم درمانگاه شبانه روزی

سینا کلینیک های تخصصی دیگر از جمله داخلی ، چشم و ... به زودی راه اندازی شود.

وی افزود: کلیه خدمات از قبیل معاینات بدو استخدامی کارگران و کارکنان ، معاینات ادواری کارکنان شاغل در صنایع ، معاینات حین بازنشستگی ، معاینات بازکشت به کار ، شنوایی سنجی ، بینایی سنجی ، تست های تخصصی تنفسی و دیگر خدمات طب

فیزیکی در این کلینیک با تعرفه دولتی انجام می شود.

منتشرشده در رویداد

دکتر عزت الله محمدنژاد فرید را باید از نزدیک دید. وقتی تلفنی با وی صحبت می کردم و صدای محکم و گیرای وی را برای اولین-بار شنیدم تصویر ذهنی ای که از او ساختم، با چهره ای که در هنگام

ملاقات دیدم، زیاد با هم تفاوت نداشت. وی از جمله پزشکانی است که سعی کرده است، علاوه بر اینکه در حوزۀ پزشکی فعالیت داشته باشد، در ابعاد دیگر جامعه نیز به عنوان یک فعال اجتماعی

نقش آفرینی کند. وقتی پای صحبت های وی می نشینی انرژی غیر قابل وصفی از او ساطع می شود که همراهی با وی از عهدۀ هرکسی برنیاید. گوشه هایی از گفتگوی نشریۀ اختصاصی

بهداشت و سلامت «بهبد» را با وی را می خوانیم.

دکتر عزت الله محمدنژاد فرید را باید از نزدیک دید. وقتی تلفنی با وی صحبت می کردم و صدای محکم و گیرای وی را برای اولین-بار شنیدم تصویر ذهنی ای که از او ساختم، با چهره ای که در هنگام

ملاقات دیدم، زیاد با هم تفاوت نداشت. وی از جمله پزشکانی است که سعی کرده است، علاوه بر اینکه در حوزۀ پزشکی فعالیت داشته باشد، در ابعاد دیگر جامعه نیز به عنوان یک فعال اجتماعی

نقش آفرینی کند. وقتی پای صحبت های وی می نشینی انرژی غیر قابل وصفی از او ساطع می شود که همراهی با وی از عهدۀ هرکسی برنیاید. گوشه هایی از گفتگوی نشریۀ اختصاصی

بهداشت و سلامت «بهبد» را با وی را می خوانیم.

تولد و دوران کودکی

در تاریخ 25 آذر 1318 در یک خانوادۀ تبریزی در محله ای که متشکل از اقشار متوسط جامعه بود، به دنیا آمدم. مثل بیشتر خانواده های آن زمان، خانوادۀ ما نیز دارای فرزندان زیادی بود. من در

خانواده ای با 7 فرزند دنیا آمدم. متأسفانه به علت بیماری-های آن زمان، پدر و برادرهایم را از دست دادم. من 11 ماهه بودم که پدرم درگذشت. بعد از فوت پدر، با حمایت های مالی مادربزرگم و تحت

سرپرستی مادرم که یکی از بهترین زنان و مادران عالم بود بزرگ شدم.

مهاجرت به تهران

برادرم در تهران تحصیل می کرد و من حدود 4 سالم بود که به اتفاق خانواده¬ام راه تهران را در پیش گرفتیم و به برادر پیوستیم. روزی را که به تهران می آمدیم، خوب به یاد دارم. آن روز در اتوبوس

مادرم که خدایش بیامرزد، واژه های فارسی را به من آموزش می داد. این خاطره ای است که از آن زمان در ذهنم مانده است و هیچ وقت فراموش نمی کنم. در هرجای این گفتگو که ذکری از

مرحوم مادرش به میان می آید چشمانشان از اشک می درخشد. وقتی وارد تهران شدیم، به همراه دو برادر و یک خواهرم در محلۀ امیریه سکنی گزیدیم و تا زمانی که بتوانیم خود را جمع و جور

کنیم تحت حمایت های مادربزرگ مان بودیم.

دوران مدرسه

من دبستان را در دبستان اسلامی گذراندم. وقتی مسئولان دبستان پی به هوش من بردند، در یک مقطعی دو کلاس یکی ثبت نام کردند، یعنی یک کلاس را جهشی خواندم. همچنین مرا

پیشنماز دانش آموزان کردند. زمانی که من پیش نماز بودم، همکلاسی دیگرم به نام محمود فرهنگی نقش مکبر را ایفا می کرد. بعد از دبستان برای ادامۀ تحصیل به دبیرستان فرهنگ رفتم.

سال های آخر دبیرستان را هم در دبیرستان شرف گذراندم.

دوران پرشور نوجوانی و جوانی

من در دوران دبیرستان ورزش را آغاز کردم و وقتی به ورزش آلوده شدم، دیگر آن بچۀ درس خوان سابق نبودم و بیشتر وقتم به والیبال، بوکس، پینگ پونگ و کشتی می گذشت. پاتوق ورزشی من در

باشگاه کیان و باشگاه ببر در خیابان منیریه بود و بیشتر تمریناتم زیر نظر حاج فعلی، مربی نامدار کشتی آن زمان، می گذشت.

اتفاقی که سرنوشت مرا دگرگون کرد

یک اتفاق سر کلاس من و سرنوشتم را متحول کرد و مرا دوباره در مسیر درس و مطالعه قرار داد. بعد از آن بود که در کنار ورزش به سختی و با تلاش زیاد درس خواندن را شروع کردم و حتی دو سال

پایان دبیرستان جزو شاگردان ممتاز بودم. یکی از دوستانم به نام منوچهر الله یاری برای ادامه تحصیل به آلمان عزیمت کرده بود. صحبت های ما قبل از سفر او و نامه هایی که بعد از عزیمت او بین ما

رد و بدل می شد، مرا نیز به تحصیل در آلمان برانگیخت و این بود که شروع کردم به برنامه ریزی و یادگیری زبان آلمانی.

منوچهر پذیرش مهندسی معدن را برای من ارسال کرد. وقتی خانواده و مخصوصاً مادرم از علاقۀ من به تحصیل در آلمان مطلع شدند، برای تأمین مخارج سفر و تحصیل من خانۀ پدری در تبریز را

فروختند. از راه زمینی به آلمان رفتم و دوران پرفراز و نشیب زندگی و تحصیل من در آلمان آغاز شد که شنیدن آن خالی از لطف نیست.

حضور در آلمان

هرچه به موعد سفر نزدیکتر می شدم، پرس و جوهای مادر نیز بیشتر می شد. یک بار مادرم پرسید آیا برای رفتن بلیط هواپیما گرفته ای و من جواب مثبت دادم. این مطالب را که می گوید لبخند

می زند و ادامه می دهد من روح ماجراجویی داشتم و دوست داشتم از مرز زمینی خود را به آلمان برسانم. وقتی موعد رفتن رسید، همۀ اقوامم متحیر بودند، زیرا آنها به جای اینکه برای بدرقه به

فرودگاه بیایند، به پایانۀ اتوبوس رانی آمده بودند و تعجب کرده بودند که چرا از این طریق به آلمان می روم.

بعد از پشت سر گذاشتن چندین کشور با اتوبوس و قطار خود را به خاک آلمان رساندم. این در حالی بود که تسلط من به زبان آلمانی فقط در حدی بود که به قول معروف بتوانم گلیمم را از آب بیرون

بکشم.

مقصد من در آلمان شهر فرانکفورت بود. وقتی که به آنجا رسیدم، چمدان و وسایلم را به صندوق امانات سپردم و با یک کیف دستی به منزل دوستم رهسپار شدم. می دانستم که تاکسی در آلمان

گران است، اما برای اینکه زودتر برسم، تاکسی گرفتم و به خانۀ منوچهر رفتم. آنجا با دوستان دیگری آشنا شدم که بعدها پزشک شدند، از جمله زنده یاد دکتر میربابایی و دکتر خداکرم که بعدها با

من به ایران بازگشت. بعد از چند ساعت صحبت با این دوستان جدید، حدود ساعت 9:30 شب بود که گفتم باید برم. دوستان پرسیدند کجا می روی و من گفتم باید بروم. میزبانم گفت: «شاید خوب

از تو پذیرایی نکرده ام و دلخور شده ای که می-خواهی بروی». گفتم خیر، ولی باید بروم. آقای میربابایی که در آن زمان هنوز پزشک نشده بود و سال سوم پزشکی بود، با من هم مسیر شد. در

مترو از من علت رفتنم را پرسید. گفتم در جایی خوانده ام که صاحب خانه های دانشجوها در آلمان تمایل ندارند که مستأجرهایشان تا دیروقت مهمان داشته باشند. گفت دوست شما که با صاحب

خانه اش نیست. بیرون از شهر در یک باغ زندگی می کند و ایرادی نداشت که بمانی. گفتم به هر حال اکنون که از منزلش خارج شده ایم. لطفاً مرا به یک مهمانخانۀ ارزان-قیمت راهنمایی کنید. او

مرا به خانۀ جوانان راهنمایی کرد. استقرار در خانه جوانان فقط یک شرط دارد و آن اینکه هر روز به مدت 15 دقیقه در کارهای خانه مشارکت و همراهی داشته باشید.

بعد از 5 روز یک شغل دانشجویی پیدا کردم و به کمک منوچهر نزد یک خانوادۀ آلمانی یک اتاق دانشجویی کرایه و به آنجا نقل مکان نمودم. همه چیز به خوبی پیش می رفت. در کلاس آموزش زبان

آلمانی ثبت نام کردم و بعد از مدتی در یک چاپ خانه مشغول به کار شدم. در آنجا همکاری آلمانی داشتم که استاد چاپ بود. انسان بسیار بافرهنگ و فرهنگ دیده ای بود. من زبان آلمانی را از آن

همکار بسیار محترم یاد گرفتم. مهارت من در زبان آلمانی به جایی رسید که در اولین دورۀ کالجی که در فرانکفورت شروع به کار کرد، جزو این تیم بودم و به اندازه ای در تحصیل سخت کوش بودم که

هیچ هزینه ای برای تحصیل پرداخت نکردم، چرا که جزو دانشجویان نمونۀ آن کالج محسوب می شدم و هر ترم دو نمرۀ عالی به مسئولان دانشگاه تحویل می دادم.

از زمان ورود به آلمان تا وقتی که وارد کالج شدم، حدود 8 ماه طول کشید. یک سال بعد از پیش دانشگاهی و کالج وارد دانشگاه گوتۀ فرانکفورت در رشتۀ پزشکی شدم. بعد از سه سال و نیم این

افتخار نصیبم شد که به حدود 80 نفر از دانشجویان خارجی و جدیدالورود به دانشگاه گوته آموزش دهم. وقتی که این مسئولیت را به دست آوردم، از لحاظ مالی موقعیت خوبی برایم مهیا شد و دیگر

نیازی به کار کردن در بیرون فضای دانشگاه نداشتم.

حدود 7 سال طول کشید تا بتوانم ردای پزشکی را بر تن خود ببینم، ولی چون متمایل به ادامۀ تحصیل در رشتۀ داخلی بودم و کلاس استاد مورد نظر از نظر تعداد دانشجو پر بود، به روان شناسی و

جراحی عمومی پناه بردم. حدود 17 ماه در بیمارستان کار کردم و استاد مورد نظر در این مدت من را تحت نظر داشت. در نهایت با جلب نظر استاد توانستم تحت نظر او متخصص داخلی شوم. کل

تحصیلات من بیش از 13 سال در کشور آلمان طول کشید. به عنوان دانشجویی که به سختی می توانست آلمانی صحبت کند، وارد این کشور شدم و با تلاش و ممارست در زبان و ادبیات آلمانی به

مرتبه ای رسیدم که به دانشجوهای جدید درس می-دادم. بعد از آن در هامبورگ به عنوان پزشک و متخصص مشغول به کار شدم. در آلمان ازدواج کردم و در نهایت از حب وطن و علاقۀ شدیدی که

به مادرم داشتم و به پاس قدردانی از وی که من را بدون پدر بزرگ کرده بود، به ایران بازگشتم تا خدمت گذار او باشم.

نحوۀ آشنایی با همسر

همسرم از دانشجویان آلمانی در رشتۀ حسابرسی بود. ما در زمان دانشجویی با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم. نتیجۀ این ازدواج یک پسر بود که به شغل تجارت مشغول است. زمانی که به

همسرم پیشنهاد ازدواج دادم، شرط کردم که مادرم در ایران چشم انتظار من است و بعد از پایان تحصیلات باید به ایران برگردم. همسرم نیز این شرط را پذیرفت و خدا را شکر که همسرم مورد

عشق و احترام خانواده ام بوده و هست.

ویژگی های همسر آلمانی من

فقط یک نکته و ویژگی از وی برای شما تعریف کنم. توجه داشته باشید که همسر من اهل آلمان است و در ایران خارجی تلقی می شود. در زمان جنگ تحمیلی برای مأموریت یا گاهی داوطلبانه 11

بار به جبهه رفتم. وقتی به همسرم گفتم شما مجبور هستید در این مأموریت ها و روزها در کرج به تنهایی زندگی کنید، همسرم هیچ مخالفتی نکرد و نگفت که من را از ناز و نعمت آلمان به ایران

آورده ای و حالا می خواهی به جبهه بروی، بلکه به من قوت قلب داد و مرا بدرقه کرد. ناگفته نماند که ناراحت شد و می ترسید، ولی با آرامش خاطر به زبان آلمانی به من گفت: «برای تو موفقیت و

سلامتی آرزو می کنم و امیدوارم سالم به خانه برگردی».

حضور دوباره در ایران

حدود 6 ماه قبل از انقلاب اسلامی ایران وارد کشور شدم. برعکس آن زمان که همه در حال ترک وطن بودند، من به کشور بازگشتم و به واسطۀ یک دوست خوب که دوست مشترک من و دکتر

سیدنورالدین اسلامی بود، در کرج سکنی گزیدم. من ذهن و روح ماجراجویی داشتم. از همان دوران سکونت در تهران اتفاقات سیاسی را دنبال می کردم. وقتی وارد شهر کرج شدیم، خیلی زود خود

را با شرایط وفق دادم. به سرعت مطب و منزلی جهت سکونت پیدا کردم و از آن زمان تاکنون در این شهر مشغول زندگی و تا یک سال پیش مشغول طبابت بودم. در بدو ورود حدود یک سال و نیم

مطب من در میدان شهدا بود و بعد از آن مطبی در محدودۀ بازار روز خریداری کردم و به طبابت مشغول شدم.

متعهد به اجتماع

من یک پزشک تک بعدی نیستم. حتی زمانی که در آلمان تحصیل می¬کردم، نمایندۀ دانشجویان ایرانی در فرانکفورت بودم و مسائل صنفی و اجتماعی را دنبال می کردم. از زمانی که وارد کرج

شدم پیگیر مسائل صنفی پزشکان بودم. بعد از آشنایی با تعدادی از پزشکان در کلینیک شهید بهشتی، نظام صنفی پزشکی کرج را پایه گذاری کردم، هرچند از این اقدامات خسارت دیدم و تاوان نیز

دادم.

در آن سال ها که ما این اقدامات را پیگیری می¬کردیم، آقای دکتر شریف، مرحوم دکتر حاج عباس کاظمی و دکتر پاشامشکات که به کانادا مهاجرت کردند، از جمله دوستان و همراهان بودند.

آشنایی با اولین همکار در کرج

دکتر سید نور الدین اسلامی اولین پزشکی بود که من با وی در کرج آشنا شدم. در مراحل بعد با دکتر سپهری، دکتر جلیلی و دکتر سیدعلی اصغر کاظمینی آشنا شدم. جا دارد از مرحوم دکتر

کاظمینی یاد کنم که از نظر منش و اخلاق در درجه و مرتبه ای بود که علی رغم بعضی اخلاتاف نظرهایی که با او داشتم، ذره ای از ارادت من به این بزرگمرد کاسته نمی شد و این ارادت متقابل

بود. گاهی پیش می آمد که بعد از یک اختلاف نظر شدید، موقع خداحافظی یکدیگر را در آغوش می کشیدیم و از هم جدا می-شدیم.

خاطراتی از زمان انقلاب

من از فعالان صدر انقلاب اسلامی بودم و با جان و دل برای استقرار نظام جمهوری اسلامی تلاش کردم. من 6 دانگ در جهت پیروزی انقلاب فعال بودم. چه شب هایی که با مرحوم شجونی و

خاتمی بروجردی می نشستیم و برای پیشبرد اهداف مان و برای حل مشکلات مردم برنامه ریزی می کردیم. در زمان جنگ نیز حدود 3 مرتبه از طرف اداره و گاهی به صورت داوطلبانه در منطقه

حضور پیدا کردم.

از رجالی که بعد از انقلاب اسلامی با آنها محشور بودم، می توانم به حضور آقای هوشنگ مخلصی، داماد آیت الله طالقانی و فرماندار کرج اشاره کنم که بنده نیز در کنار او حضور داشتم. جا دارد از

حضرت آیت الله فارغ دزفولی نیز یاد کنم. خاطره ای از آن مرد شریف دارم که ذکر آن خالی از لطف نیست . مدتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم شهر قزوین به تیر بسته شده بودند. خود را

برای عزیمت به قزوین و کمک به آنها آماده کرده بودم. این موضوع را با حضرت آیت الله فارغ در میان گذاشتم و گفتم بنزین ندارم. در این لحظه دکتر فرید چهار مرتبه با گفتن جملۀ «روحش شاد» یاد و

خاطره حضرت آیت الله فارغ را گرامی داشت. حدود ساعت 3:30 بامداد در حصارک در جایی که با هم قرار گذاشته بودیم، بنزین به من رساند. من از آنجا عازم قزوین شدم و مأموریت خود را انجام

دادم. آرزو می کنم مردم کشورم دیگر چنین روزهایی را نبینند. وقتی به قزوین رسیدم مردم به طور بی-رحمانه ای به گلوله بسته شده بودند. مردم برای کمک به یکدیگر دیوارهای منازل خود را

سوراخ کرده بودند و از این طریق با هم ارتباط داشتند.

خاطره ای از حضور در جبهه

یک بار که به جبهه رفته بودم، با چند نفر از بچه هایی که از خیابان آبان برده بودم، دست به کار شدیم و در زیرزمین یک بانک نیمه کاره یک مرکز درمانی صحرایی در حد خیلی ابتدایی برپا کردیم. با

بچه ها به منزل اهوازی ها مراجعه می کردیم و با ارائۀ کارت نظام پزشکی از آنان کمک می خواستیم. مقداری وسایل فراهم شد و یک بیمارستان ابتدایی درست کردیم. در همان اثنا یک روحانی با

دو نفر که شاید محافظانش بودند، به سمت ما آمد و با صدا و لحنی خاص پرسید کدام یک از شما پزشک است. وقتی خود را معرفی کردم، به من گفت دستت را به من بده و یا علی بگو. من را با

قدرت عجیب بازوانش از آن گودال خارج کرد. پیشانی ام را بوسید و گفت کار تو خیلی زیبا است. خدا یار و یاورت باشد. سپس گفت که می خواهد به ما کمک کند. پرسیدم شما چه کمکی می

توانید بکنید. گفت شما هر کاری و هر نیازی داشته باشید، می توانید به همسر من که فاطمه کروبی نام دارد، مراجعه کنید و هرچیز که خواستید از وی تحویل بگیرید. بعد از آن بود که من هرچیزی

که درخواست می کردم به سرعت فراهم می شد.

گذران اوقات فراغت در حال حاضر
بیماری فراموشی در خانوادۀ ما ارثی است و برای فرار از این بیماری به علاقه مندان و دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد زبان آلمانی آموزش می دهم.

سخن پایانی

هیچ لذتی بالاتر از خدمت به خلق نیست. اگر در توان شما است به مردم کمک کنید و به مردم خیانت نکنید. من به پیروی از مادرم جز خدمت به مردم وظیفۀ دیگری برای خودم قائل نبوده و نیستم.

 

منتشرشده در مصاحبه

گاه و بی گاه در فضای مجازی نسخه هایی را مشاهده می کنیم که توسط پزشکان برای بیماران تجویز شده است . نسخه هایی که در نگاه اول ممکن است تعجب برانگیز باشد اما وقتی به کنه قضیه دقت می کنیم متوجه می شویم که تجویز این دست از نسخه ها زیاد بی راه نیست . نسخه هایی که به بیمار دستور داده تا هفته ای دو بار در جنگل و طبیعت پیاده روی کند . یک روز در هفته کوه پیمایی کند . بی شک حضور در طبیعت آرامش زیادی برای افراد دارد از این رو در بخش گشت و گذار قسمت دیگری از کشورمان به همراهان عزیز معرفی می گردد.

سوباتان ، قسمتی از بهشت است که گویی خداوند آن را بر روی زمین انداخته است.

مراتع و چمنزارهای سرسبز و خرم، چشمه های پر آب، رودخانه های خروشان، آبشارهای بزرگ و کوچک، چشم اندازهای رویایی و هوایی بس مطلوب و دلپذیر، کمترین چیزیست که در ییلاق

سوباتان انتظار شما را می کشد. 

سوباتان کجاست؟

منظره مراتع سرسبزی را تصور کنید که گله های اسب های وحشی در میان آن می چرند. کلبه های چوبی که که از دودکش آن ها دود آتش شومینه بیرون می آید. و نسیمی که گل های شقایق

دشت را به رقص در می آورد. مگر می شود این همه زیبایی در جایی جمع شوند؟! پاسخ مثبت است. تمام این مناظر در سوباتان دور هم جمع شده اند. مردمانی خونگرم و غذاهایی بسیار جذاب و

خوشمزه را هم به جمع آن ها اضافه کنید.

سوباتان پاره ای از بهشت

ییلاق سوباتان در استان زیبای گیلان و در ۲۰ کیلومتری غرب لیسار در نزدیکی تالش قرار گرفته است. این تکه از بهشت، خود در میان بهشت هایی دیگر محصور شده است، به طوری که سمت

شمال آن رودخانه خروشان لیسار واقع شده است و از غرب به دریاچه زیبای نئور و ییلاقات اردبیل می رسد. جنوب سوباتان، مناطق ییلاقی آسبومار جا خوش کرده اند و شرق آن، جنگل های تالش

قرار دارند.

مردمان خونگرم سوباتان

روستای زیبای سوباتان در ارتفاع ۱۹۰۰ متری از سطح دریا قرار گرفته است و دارای آب و هوای بس خنک، در فصول گرم سال است. اگر در فصل بهار به این منطقه سفر کنید، چشم انداز دشت

هایی مملو از گل های وحشی و شقایق چشم انتظار شما خواهند بود. به واقع در همان لحظه های اول ورود به روستا، نفستان تازه و شش هایتان لبریز از اکسیژن و هوای پاک می شود.

این منطقه در زمستان ها، به دلیل سرمای شدید هوا و بارش سنگین برف تقریبا خالی از سکنه می شود و به هنگام بهار، رفته رفته کلبه هایش دوباره رنگ زندگی به خود می گیرند. به دلیل ارتفاع

بالا و قرارگیری این منطقه در مسیر بادهای شمالی، در تابستان هم هوای آن بسیار معتدل و مطلوب خواهد بود.

ییلاقات سوباتان

مناظری که در سوباتان خواهید دید را در کمتر جای دیگری از ایران می توانید مشاهده کنید. یکی از نمادها و زیبایی های اصلی سوباتان، کلبه های چوبی آن است که به طور پراکنده در دشت های

خرم آن پراکنده شده اند و برای اقامت شما آماده اند. کلبه هایی از جنس چوب بلوط و ملات کاهگل. در گوشه و کنار دشت های این منطقه، گله هایی از اسب های وحشی مشاهده می شوند که

مشغول چرا هستند و مناظر زیبایی را برای علاقه مندان به عکاسی از طبیعت ایجاد می کنند.

گله های اسب های وحشی سوباتان

مدارک زیادی وجود دارد که ثابت می کند سوباتان از گذشته هایی دور محلی برای تجمع انسان ها بوده است. گردنبندهایی از جنس طلا، نقره و مفرغ، انگشتر، ظروف سفالی و مهم تر از همه کوزه

برنزی کشف شده ای که ساخت آن را به دوره هخامنشیان نسبت داده اند، قدمت بالای این منطقه از گیلان را بازگو می کنند.

مردم سوباتان

اطراف سوباتان، آثار طبیعی و تاریخی چشم نواز زیاد است. آبشاری به نام ورزان در حدود ۴ کیلومتری این روستا و در ارتفاع ۱۹۴۵ متری از سطح دریا قرار گرفته است. پیاده روی از روستا تا این

آبشار از مسیرهای جالب طبیعت گردی در این منطقه است. آب این آبشار از چشمه های اطراف تامین می شود و در نهایت به رودخانه لیسار می ریزد. در مناطق اطراف این آبشار دشت وسیعی

وجود دارد که محل برگزاری بازی های محلی و مسابقات بومی است. بازی هایی همچون طناب کشی و اسب سواری که توسط بومیان این منطقه انجام می شود.

آبشار ورزان

پارک جنگلی آلچالیق از تفرجگاه های سوباتان است که طبیعت گردان زیادی را به سمت خود می کشاند. درختان وحشی گلابی، سیب، گوجه و ازگیل در این جنگل ها به وفور یافت می شود و

عصر هنگام مردم محلی برای جمع آوری قارچ خوراکی به این منطقه سرازیر می شوند.

تماشای طلوع و غروب خورشید از بلندای صخره گنج نامه و تماشای گله های گوسفندان هنگام بازگشت به روستا لذتی توصیف ناپذیر دارد. از دیگر مکان های دیدنی سوباتان می توان غاری در

شرق روستا که مردم محلی اعتقاد دارند طلسم شده است، ساری داش (سنگ زرد)، منطقه باغداگول (معروف به بهشت گل ها)، باتمان بولاق و داش باشی و هاچاداشی را نام برد.

بازار سوباتان

بازار سوباتان هم قدمت زیادی دارد. تقریبا هرچیزی که مورد نیازتان باشد را می توانید در بازار سوباتان پیدا کنید. از شیر مرغ تا جون آدمیزاد، از لوازم منزل تا مواد غذایی خوشمزه و کبابی های

جذاب! صحبت از کباب شد! غذاهای محلی سوباتان را فراموش نکنید. شاید معروف ترین این غذاها که بوی آن هم در بازار شدیدا به مشام می رسد، کباب بره آن باشد.

کباب بره

سوجا دیله غذای بسیار جذاب دیگریست که می توانید در اینجا امتحان کنید. مخلوطی از ماست محلی و گوشت گوسفند. علاوه بر این دو مورد، غذاهای بسیار خوش طعم دیگری هم در

رستوران های این ناحیه سرو می شوند که اگر بخواهید هر کدام را امتحان کنید، مطمئن باشید بعد از سفر چندین کیلو به وزنتان اضافه شده است!

غذاهای محلی سوباتان

در کل اگر قصد سفر به ییلاق سوباتان را دارید، زیاد نگران امکانات آن نباشید. در اینجا آب آشامیدنی وجود دارد، سوپرمارکت و رستوران های محلی هستند، برق از طریق موتور برق تامین می شود،

آنتن دهی موبایل ضعیف است و در مکان های مرتفع امکان برقراری تماس وجود دارد، و مسافرخانه هایی برای اقامتو کلبه هایی برای اجاره کردن در جای جای آن یافت می شوند.

سوغات سوباتان

سوغات معروف این روستا، پنیر معروف آن، کره و ماست محلی آن است. در خیاطی های این روستا هم می توانید لباس های محلی پشمی و گرم را تهیه کنید.

وجه تسمیه

سوباتان از دو کلمه ترکی “سو” و “باتان” تشکیل شده است که در مجموع به معنای محل فرو رفتن آب یا فرو رفتگی های آب است. گفته می شود که دلیل این نام گذاری وجود چشمه ای در این

روستا بوده است که آب آن پس از جوشیدن از دل خاک، دوباره به درون زمین باز می گشته است! بومیان این منطقه شهادت می دهند که تا چند سال پیش صدای خر خر آبی که به درون زمین می

رفته، تمامی بازدیدکنندگان را به آن منطقه می کشانده است.

بهترین زمان سفر به سوباتان

ییلاق سوباتان! از اسمش پیداست که زمستان های سرد و پر برفی دارد. بنابراین بهترین زمان سفر به این منطقه در فوصل گرم سال یعنی بهار و تابستان می باشد.

نحوه دسترسی به ییلاق سوباتان

برای عزیمت به سوباتان ۴ مسیر وجود دارد که مشخصات و فاصله هر یک از آنها بشرح زیر است :

لیسار به سوباتان = فاصله لیسار تا ییلاق سوباتان از طریق راه قدیمی حدود ۲۰ کیلومتر است . این را مالرو بوده و مسیر راه جنگلی است در بعضی نقاط شیبهای تند و نفس گیری دارد و طی این

مسیر حدود ۱۰ ساعت طول می کشد . این مسیر به دلیل سخت بودن به افراد غیر حرفه ای پیشنهاد نمی شود . داشتن غذای مناسب و آب برای حدود ۱۰ ساعت پیاده روی در این مسیر الزامی

است و به دلیل متروکه شدن این مسیر داشتن راهنمای محلی ماهر پیشنهاد می شود.

تالش به سوباتان = این مسیر به فاصله ۴۳ کیلومتر بوده و ماشین رو است . البته ماشینهای سواری به سختی می توانند در این جاده تردد کنند و اکثر مسافرین با ماشینهای کمک دار و وانت

نیسان این جاده را طی می کنند . مسیر تالش تا سه راهی کیش دیبی و تا نزدیکی روستای رزه حدود ۱۵ کیلومتر آسفالت بوده و بقیه راه خاکی می باشد .

تالش – آق اولر – سوباتان = فاصله تالش تا منطقه تاریخی آق اولر حدود ۳۵ کیلومتر جاده آسفالته است و از آق اولر تا سوباتان حدود ۱۲ کیلومتر جاده خاکی دارد که البته ماشینهای کمک دار و

شاسی بلند می تواند این مسیر را طی کند . دشت شقایق ” لوراهونی ” در این مسیر قرار دارد .

اردبیل – دریاچه نئور – سوباتان = در فاصله ۳۵ کیلومتری جاده اردبیل بطرف خلخال روستایی بنام بودآلالو وجود دارد که سه راهی دریاچه نئور است . از این سه راهی بطرف شرق تا روستای عباس

آباد ۱۰ کیلومتر و از آنجا تا ساحل دریاچه نئور حدود ۸ کیلومتر جاده آسفالته وجود دارد. فاصله دریاچه نئور تا ییلاق سوباتان نیز حدود ۱۸ کیلومتر جاده خاکی ماشین رو است . البته گردشگران این

مسیر را بدلیل جاذبه های طبیعی خاص پیاده طی می کنند.

در فصل بهار و تابستان که گردشگران زیادی به این منطقه سفر می کنند، به دلیل وجود برخی افراد سودجو، قیمت ها در این ییلاق دو برابر می شود. بنابراین اگر با قیمت های بسیار زیاد مواجه

شدید تعجب نکنید. همچنین به دلیل عدم رعایت ظرفیت تحمل یک مکان طبیعی در این منطقه در برخی مواقع سال و وجود تعداد زیادی گردشگر، لزوم رعایت موارد زیست محیطی از سوی

گردشگران اهمیتی دوچندان دارد.

 

منتشرشده در گشت و گذار

دکتر سیامک جبارنیا به عنوان معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی البرز منصوب شد.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» به نقل از وبدا البرز ، طی حکمی توسط دکتر حمید درفشی رییس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی البرز ، دکتر سیامک

جبارنیا به عنوان معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی البرز انتخاب شد. در جلسه ای که به این منظور تشکیل شد ، دكتر حمید درفشی ضمن تشکر از همکاران حوزه معاونت درمان دانشگاه، به بیان

اهمیت نقش درمان در راستای تحقق مأموريت بزرگ دانشگاه در عرصه ارائه خدمات مطلوب به جامعه پرداخته و ابراز داشت : بدون تردید روند پیشرفت و اعتلای چشم گیر جایگاه دانشگاه علوم

پزشكي البرز در عرصه های مختلف بهداشت و درمان با اجرایی نمودن سياست هاي ابلاغي از سوي مقام معظم رهبري مبنی بر تحول در نظام سلامت کشور نمود خواهد یافت و انتظار می رود: با

ایجاد بستر مناسب و همکاری و همسویی مجموعه در مسیر دستیابی به سیاستهای کلی دانشگاه و پیشبرد كمي و كيفي خدمات سلامت همت گماشت.

 

دکتر سیامک جبارنیا ضمن تشکر از کلیه همکاران، به اهمیت اجرایی نمودن شاخص های عملکردی درمان بر اساس برنامه عملیاتی در چارچوب دستورالعمل ها و بخش نامه های ابلاغی از

سوی وزارت متبوع تا حصول نتایج مطلوب تاکید نمود.

در پایان جلسه، با اهدای لوحی از زحمات دكتر واعظی در زمان تصدي پست معاونت درمان دانشگاه علوم پزشكي البرز تقدير و متن ابلاغ انتصاب "جناب آقای دکتر سیامک جبارنیا به عنوان معاون درمان

دانشگاه" قرائت گردید.

 پیش از این دکتر سیامک جبار نیا به عنوان معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی مشغول فعالیت بوده است.

منتشرشده در رویداد

قیمت داروهای خارجی که مشابه داخل نداشته باشند، تغییر نمی کند.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت بهبد به نقل از وبدا، دکتر سید حسن هاشمی در حاشیه افتتاح ساختمان شماره دو دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، اظهار

داشت: داروهای تولید داخلی به دلیل وابستگی به مواد اولیه و محصولات حوزه هایی مانند صنعت چاپ و صنایع پتروشیمی، دچار نوسان قیمت شده اند و دولت مصوب کرده که قیمت دارو، 9 تا 12

درصد افزایش پیدا کند.

وزیر بهداشت تصریح کرد: برخی اوقات دیده ام که علیرغم مصاحبه های ما، برخی رسانه ها، قیمت یک دارو که حاشیه سود بسیار پایینی داشته و باعث نابودی یا توقف تولید داخلی آن دارو شده را

نشان می دهند و عنوان می کنند که 30 تا 40 درصد افزایش قیمت پیدا کرده است.

دکتر هاشمی یادآور شد: حدود 9 هزار قلم دارو در کشور وجود دارد که 1400 قلم از آن، تغییر قیمت داشته و اگر کل سبد دارویی کشور را در نظر بگیریم، قیمت دارو به طور متوسط 9 درصد افزایش پیدا

کرده اما اگر منصف باشیم و بخواهیم با سایر خدمات که قیمت آنها افزایش قابل توجهی داشته، مقایسه کنیم در حوزه دارو، تولید کنندگان و وارد کنندگان دارو، عملکرد مناسبی داشته اند و دولت نیز با

وجود سختی های فراوان، کمک و تلاش کرده که ارز را با همان نرخ 4200 تومان برای حوزه دارو، تامین کند.

وزیر بهداشت با بیان اینکه دولت در حوزه تولید و واردات دارو، هیچ ورود و دخالتی ندارد، گفت: 70 درصد از داروی مورد نیاز کشور برای یکسال آینده، خریداری شده و از بخش خصوصی حمایت شده و

بانک مرکزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت و گمرکات کشور برای تسریع بخشی به خرید دارو و کاهش مشکلات مردم و نظام سلامت، کمک های زیادی کردند.

دکتر هاشمی با اشاره به افتتاح ساختمان شماره دو دانشکده دندانپزشکی بیرجند، گفت: این مرکز دندانپزشکی، بسیار شیک و مجهز با اساتید جوان به مردم خدمات دندانپزشکی ارائه می دهد و

خوشبختانه تعداد دانشجویان رشته دندانپزشکی این دانشگاه، دو برابر افزایش پیدا کرده و برای مردم ایران، جالب است که در یکی از استانهای مرزی شرق کشور، در جهت ارتقای دانش و مهارت

برای مردم بومی این استان، تلاش می شود.

وزیر بهداشت در خصوص نگرانی تامین نیازهای مراکز بهداشتی و درمانی کشور، گفت: خوشبختانه تا کنون مشکلی برای مراکز بهداشتی و درمانی کشور ایجاد نشده و ما هستیم و تلاش می کنیم

که مشکلی به وجود نیاید.

منتشرشده در رویداد

مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، یکی از چالش های پیش روی حوزه اعتیاد را مواجه شدن با مواد مخدر جدید عنوان کرد که نمی توان با آنها برخورد قانونی داشت.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» به نقل از وبدا، دکتر احمد حاجبی در دوازدهمین کنگره بین‌المللی دانش اعتیاد، با بیان این مطلب گفت: یکی از نگرانی های ما در یکی دو دهه

اخیر در حوزه اعتیاد چرخش مواد رایج توسط مصرفکنندگان است.

وی با اعلام اینکه هر ساله تعداد زیادی از مواد مخدر و روانگردان ها از چرخه مصرف خارج می ‌شود، افزود: متاسفانه با خروج این قبیل مواد شاهد ورود مواد جدیدی هستیم که برای برخورد با آنها با

چالش مواجه شده ایم، زیرا تا زمانی که بتوان این مواد را شناسایی کرد و آنها را در دسته مواد مخدر و روانگردان قرار داد در دسترس مصرف کنندگان قرار گرفته است.

مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت ادامه داد: هنوز نمی توانیم با مواد جدیدی که وارد چرخه مصرف می ‌شود برخورد قانونی داشته باشیم و همین مساله مدیریت کاهش

آسیب اعتیاد را دشوار می کند.

دکتر حاجبی درخصوص اقدامات وزارت بهداشت برای ارزیابی فنی و علمی مواد جدید خاطرنشان کرد: در چند ماه گذشته تصمیماتی اتخاذ شده که براساس آن، هر ماده ای که وارد می شود مورد

ارزیابی فنی و علمی وزارت بهداشت قرار می گیرد که این کار باعث خواهد شد زودتر بتوانیم در مسیر برخورد با مواد جدید اقدام کنیم

منتشرشده در رویداد

وزیر بهداشت گفت: در موفقیت کشورها، سیاست خارجی، داخلی، وضعیت فرهنگی مردم و دستگاه های تبلیغاتی آن کشور اهمیت دارند و امروز شرایط جمهوری اسلامی ایران نیز مستثنی از این تاثیرپذیری نیست.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» به نقل از وبدا، دکتر سید حسن هاشمی در آیین افتتاح و بهره برداری از پروژه های حوزه سلامت استان خراسان جنوبی، اظهار داشت:

برخی افراد با ذکاوت و برخی دیگر بدون ذکاوت، علاقه مند هستند که تمام مشکلات کشور را به گردن دولت و دولتمردان بیاندازند در صورتی که این گونه نیست و مردم نیز متوجه و هوشیار هستند.

وزیر بهداشت ضمن تاکید بر اهمیت سیاست داخلی و خارجی کشور و تاثیر آن بر وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم، گفت: تحریم ها بدون تردید بر روی زندگی و معیشت مردم، اثرگذار خواهد بود و

مسائل فرهنگی کشور نیز بسیار مهم است و این شرایط بر دینداری، اخلاق، اعتماد و روابط اجتماعی و پیشرفت یا عدم پیشرفت هر جامعه اثر گذار است.

دکتر هاشمی با اشاره به اهمیت کارکرد و عملکرد دستگاه های تبلیغاتی و تریبون ها بر پیشرفت و توسعه کشور، گفت: خوشبختانه گزارش تفصیلی بسیار خوبی از اقدامات انجام شده در استان

خراسان جنوبی توسط رییس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، ارائه شد و نمادی از خدمت دولت و دکتر روحانی به مردم و حمایت مجلس از برنامه های دولت در حوزه سلامت است که افتخار آفرین است.

وزیر بهداشت تاکید کرد: در طول دهه های گذشته و پس از انقلاب اسلامی، خدمات بسیار خوبی در کشور و استان خراسان جنوبی و از جمله در حوزه سلامت ارائه شده است و در این استان، در طول 6 سال گذشته، به اندازه کل تاریخ خدمات پزشکی، کار شده است.

دکتر هاشمی اضافه کرد: خوشبختانه در طول 6 سال گذشته، تعداد بیمارستانها و تخت های بیمارستانی استان خراسان جنوبی، دو برابر افزایش پیدا کرده و امکانات و تجهیزات مورد نیاز از جمله پزشک، ماما، خانه بهداشت و تجهیزات پزشکی مورد نیاز تامین شده که جای شکر و قدرشناسی دارد.

وزیر بهداشت با بیان اینکه خداوند در مقابل شکور بودن، از کفور یاد می کند، افزود: به اعتقاد من، امکان ندارد کسی موحد باشد اما شاکر نباشد و این روزها، کمتر زبان مان به تشکر کردن و قدرشناسی، باز می شود که رفتار درستی نیست و بد آموزی دارد و ما که در خانواده سنتی رشد کردیم از کودکی آموخته ایم که شاکر باشیم و از پدر، مادر، بزرگترها و کسانی که به انسان ها کمک و محبت می کنند، تشکر کنیم.

دکتر هاشمی خاطرنشان کرد: اقدامات زیادی توسط دولت در سطح کشور در حوزه های مختلف انجام شده و در حال انجام است اما کمتر زبان سپاس داریم و کارهای ارزشمندی در دولت های

گذشته و پس از انقلاب اسلامی در کشور انجام شده است.

وزیر بهداشت یادآور شد: در دوران دانش آموزی پیش از انقلاب، در قالب اردوهای عمران برای ساخت پل، جاده و زیرساخت های مورد نیاز به منطقه بیرجند و شهرهای اطراف سفر می کردیم و من شرایط آن زمان را دیده و به یاد دارم اما امروز پیشرفت های زیادی در حوزه های مختلف از جمله در حوزه سلامت، داشته ایم که قابل قیاس با شرایط گذشته نیست

دکتر هاشمی تصریح کرد: اعتقاد دارم، خدمت پزشکی یکی از اعمال صالح است و افرادی که در حوزه سلامت، بهداشت و درمان فعالیت دارند، مقرب درگاه الهی هستند چون خداوند در دل و ناله بیماران قرار دارد و دعای بیمار در زندگی ما اثرگذار است.

وزیر بهداشت در پایان ابراز امیدواری کرد که سیاست خارجی، داخلی، وضعیت فرهنگی و عملکرد دستگاه های تبلیغاتی به گونه ای باشد که مسیر بنیانگذاران و شهدای انقلاب که رشد و اعتلای جمهوری اسلامی ایران است، گم نشود.

منتشرشده در رویداد

معاون اجتماعی وزیر بهداشت با بیان این که در اسناد بالادستی، بسیار بر اجتماعی شدن سلامت تاکید شده است، مشارکت ساختارمند را اصل مهم اجتماعی شدن سلامت دانست.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» به نقل از  وبدا، دکتر سید محمدهادی ایازی، معاون اجتماعی وزیر بهداشت در دومین روز از چهارمین نشست توانمندسازی کارشناسان امور خیرین دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور، با سپاس از مسوولان دانشگاه علوم پزشکی تبریز گفت: تبریز در کار خیر نمونه است. در آذربایجان و در جای جای آن کار خیر و مردمی به چشم می‌خورد.

وی افزود: شهر تاریخی تبریز، نام‌آوران بزرگی چون شیخ محمد خیابانی، ستارخان، باقرخان، شهید مدنی و شهید قاضی طباطبایی دارد. در تبریز مستمند داریم اما تکدی‌گری نداریم و این موضوع باید برای دیگر نقاط کشور الگو باشد.

دکتر ایازی با نام بردن از خیرانی چون مردانی آذر و نوبری گفت: ایشان و امثال این بزرگواران خدمات بزرگی در بخش‌های مختلف از جمله بخش سلامت به انجام رسانده‌اند.

معاون اجتماعی وزارت بهداشت با پرداختن به اهمیت و ضرورت کار خیر گفت: اقدامات خیرخواهانه و نیکوکارانه مانع از شکاف‌های اجتماعی و فرهنگی می‌شود.

دکتر ایازی مشارکت ساختارمند را اصل مهم اجتماعی شدن سلامت دانست و افزود: دیروز روز بهورز بود. بهورزان در نوک پیکان خدمت، بیش‌ترین خدمت را ارایه کرده‌اند و پایه نظام شبکه بوده‌اند.

اساس این مساله بر مشارکت بوده که ساختارمند شده و بنیاد اجتماعی سلامت است.

وی ادامه داد: بیمارستان ساعی خمینی‌شهر یا خیریه امام حسن مجتبی (ع) دزفول نمونه‌هایی از کارها و مشارکت‌های مردمی با الگوهای منحصر به فرد در کشور است که می‌بایست در دیگر

جاها نیز مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

دکتر ایازی ادامه داد: کسی که کار خیر می‌کند، به دلیل حس خوب و اثرات مثبت آن بر زندگی خود، باز هم به این امر تشویق می‌شود و به نحوی به امر خیر معتاد می‌شود و این بسیار نیکو است.

معاون اجتماعی وزیر بهداشت افزود: در اسناد بالادستی، بسیار بر اجتماعی شدن سلامت تاکید و بر ما تکلیف شده است. در شرایط امروز نیز نیاز بسیار بیش‌تری به این امر داریم. در شرایط موجود

برای حمایت از بیماران و مردم وظیفه بزرگ‌تری نیز بر گردن داریم و دوستان در جای جای ایران، جلب و جذب خیران برای حمایت از بیماران به ویژه بیماران خاص که مشکلات بزرگ‌تر و بیش‌تری دارند،

را دنبال کنند.

وی با اشاره به اقداماتی که در حوزه خیر می‌بایست صورت گیرد، گفت: کارهای دیگری هم هست که باید پی‌گیری شود. نخست توسعه گروه‌های داوطلب و جهادی برای حمایت از مردم محروم در

نقاط مختلف کشور. دیگری بحث خیریه‌های بیمارستانی است که بخش قابل توجهی از آن پیش رفته و باید ادامه پیدا کند.

دکتر ایازی ادامه داد: هم‌چنین توزیع و توسعه همراه‌سراها باید مورد توجه قرار گیرد. پیش از این تعداد انگشت‌شماری همراه‌سرا داشتیم ولی اکنون به بیش از هفتاد عدد رسیده است. ما باید کاری

کنیم که بیماران و خانواده‌های ایشان به غیر از تحمل رنج بیماری، فشار دیگری از قبیل هزینه‌های درمان و اسکان بر دوش نکشند.

معاون وزیر بهداشت افزود: کار دیگر تشکیل انجمن و جمعیت دوست‌داران دانشگاه است که در توسعه و پشتیبانی و حمایت از آن دانشگاه بسیار موثر است.

دکتر ایازی در پایان گفت: از جمله کارهای مهمی که تاکنون به آن پرداخته نشده بود و در همین هفته به انجام رسید، امضای تفاهم‌نامه با وزارت خارجه بود. از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور و

بین‌المللی باید بتوانیم بهتر و بیش‌تر استفاده کنیم و این تفاهم‌نامه در همین راستا است.

منتشرشده در رویداد

شاید پزشکان قانونی از گمنام‌ترین دست‌اندرکاران علوم پزشکی باشند که با جنایت و قتل و اتفاقات ناگوار مواجه‌اند و کمتر کسی با کار آنها آشنایی دارد.

منتشرشده در مصاحبه

رئیس دانشگاه علوم پزشکی البرز از خیر محترم حاجیه خانم میرهاشمی تقدیر کرد.

به گزارش نشریه اختصاصی بهداشت و سلامت «بهبد» به نقل از وب دا دکتر حمید درفشی ، رئیس دانشگاه علوم پزشکی البرز با حضور دکتر علیرضا شکیب ، معاون امور اجتماعی و دکتر مهرداد

بابایی ، مدیر فوریت های پزشکی و اورژانس 115 البرز از خیر محترم حاجیه خانم صفیه میرهاشمی در پایگاه اورژانس 115 واقع در بلوار سرداران که توسط این خیر راه اندازی شده بود تقدیر کرد.

دکتر علیرضا شکیب ، معاون امور اجتماعی دانشگاه گفت: پایگاه اورژانس پیش بیمارستانی واقع در بلوار سرداران کرج که توسط خیر محترم خانم میرهاشمی در مدت ده ماه ساخته و مرحله ی بهره

برداری رسیده است و یکی از پایگاه های مهم و با آمار بالای ماموریت می باشد .

وی با بیان اهمیت ورود خیرین در بخش سلامت به ویژه استان البرز که با توجه به شرایط جغرافیایی و جمعیتی که دارا می باشد نیاز های خدمات درمانی بیشتر وجود دارد.

دکتر حمید درفشی ، رئیس دانشگاه علوم پزشکی البرز ضمن تقدیر از خیر محترم حاجیه خانم میرهاشمی ، کار خیر خانواده ی محترم میرهاشمی را در نزد خداوند صاحب اجر و قرب دانست و افزود :

نیت خیرخوانانه در بخش سلامت یکی از مهمترین اعمال خداپسندانه است چرا که منجر به رفاه و حفظ جان و سلامتی افراد جامعه می شود.

وی ادامه داد : این سری از کار های عام المنفعه و خیرخواهانه معامله با خداوند است و بی شک آثار و برکات آن تا مادام وجود خواهد داشت و خود باعث ترویج روحیه ی خیرخواهی در جامعه می

شود.

دکتر مهرداد بابایی ، مدیر فوریت های پزشکی و اورژانس 115 البرز با اشاره به 55 پایگاه فعال اورژانس در استان خاطر نشان کرد: استان البرز با توجه به همه ی محدودیت های وجود در ناوگان پیش

بیمارستانی اما بعد از استان تهران یکی از استان هایی است که بیشترین آمار ماموریت پیش بیمارستانی را دارا می باشد و یکی از موفق ترین فوریت های پزشکی در کشور می باشد.

وی با اشاره به اینکه با توجه به موقعیت جغرافیایی و جمعیتی البرز هنوز به 35 پایگاه اورژانس نیاز داریم افزود: البرز در بخش فوریت های هوایی نیز بسیار موفق عمل کرده است به گونه ای که در

شهرستان طالقان به سبب راه های صعب العبور امسال 37 مورد ماموریت هوایی داشتیم.

منتشرشده در رویداد