چهارشنبه, 03 مرداد 1397 04:30

شخصیت و مشکلات ناشی از آن

چقدر خودتان را می­شناسید؟ چقدر در مورد مشکلات خودتان اطلاعات دارید؟ حتماً به راحتی در مورد دیگران می­توانید نظر بدهید و بد و خوبشان را توصیف کنید. در مورد خودتان چطور؟ تا به حال، به بد و خوب خودتان فکر کرده­اید؟

بسیاری از مشکلاتی که در زندگی­تان پیش می­آید مثلاً مشکلات خانوادگی، شغلی، فردی، تحصیلی و... که در آن همیشه دیگران را مقصر دانسته­اید ناشی از نقص­های شخصیت خود شماست. سعی کنید کمی واقع­بینانه به خودتان نگاه کنید.

دو واژه­ی مهم که گاه به اشتباه به­جای هم تفسیر می­شوند منش و شخصیت است.

منش:

مجموعه ویژگی­های سرشتی فرد است. وقتی فردی متولد می شود گروهی از صفات را بدون هیچ آموزشی دارد. مثلاً زود به گریه می­افتد یا به راحتی به هر آغوشی می­رود یا زود می­خوابد. نرم و ملایم رفتار می­کندو ...

شخصیت:

مجموعه ویژگی­های رفتاری و ارتباطی هر فرد با دیگران است که شخص را از دیگران متمایز می­کند. تمام صفاتی که کودک در اثر تربیت و اتفاقات خاص زندگی از خانواده خود می­گیرد شخصیت نام می­گیرند.

در واقع منش، بخش ژنتیک شخصیت است.

هیچ­کس، بی­شخصیت نیست. هر کسی شخصیتی دارد که گاهی شما، آن­را دوست ندارید.

شخصیت نرمال، تعریف کاملی ندارد ولی برخی صفات آن قابل توصیف است:

  1. صفت شخصیت نرمال، سازگاری است.
  2. صفت شخصیت نرمال، نرمش است: (یعنی نبود تعصب).
  3. صفت شخصیت نرمال، راحت خندیدن است (همیشه لبخندی بر لب دارند).
  4. صفت شخصیت نرمال، این است که برای خود و دیگران آزار (آزار کلامی و رفتاری و...) و خطری ندارند و در کنار آن­ها احساس آرامش می­کنیم.

یک شخصیت نرمال با تمام مردم می­سازد و کنار می­آید یعنی به گونه­ای که با هر کس به زبان خاص او صحبت می­کند؛ به هنگام ازدواج، چون فرسنگ­ها از این تعریف فاصله داریم با هیچ­یک از افراد خانواده طرف مقابل سازش نداریم و این ناسازگاری، نقص ماست.

باید فرزندان خود را به گونه­ای بار بیاوریم که با همگان بسازند و کنار بیایند.

شرط چنین تربیتی این است که درِ خانه­ی ما باز باشد و بچه­های ما، همه را ببینند.

فردی که در کودکی 30 نفر را دیده است در آینده بر اساس تجربه­ی خود با این 30 نفر و یا امثال آن­ها، ارتباط برقرار می­کند.ولی اگر یک نفر را ببیند، تنها تجربه­ی ارتباط با یک نفر را کسب می­کند.

کارل گوستاو یونگ، تمام شخصیت­ها را به دو دسته­ی عمومی تقسیم کرده است:

1- درون­گرا:

بسیار منزوی و خجالتی و بی­علاقه به رقابت. همیشه یک گوشه هستند (در خانه و مدرسه و یا مهمانی) و با کسی دوست نمی­شوند. همیشه گریه می­کنند. در کودکی، بسیار مورد انتقاد بوده­اند و تحقیر شده­اند (تو نمی­توانی، اصلاً بلد نیستی، باعث خجالت هستی و ...). با این­گونه افراد باید مهربان بود، هیچ­گاه سربه­سر آن­ها نگذارید، زیاد سؤال نکنید، آن­ها را راحت بگذارید. آن­ها را زیر ذرّه­بین نگذارید.

2- برون­گرا:

این افراد در کودکی، پرتحرک و ناآرام هستند، گاه تند و بدخلق هستند. گاه رفتارهای بدی دارند که اگر پشیمان باشند خوب است ولی اگر پشیمان نباشند در معرض خطر بزهکاری در آینده هستند. برخی از آن­ها نمایشی هستند و همیشه در صدد جلب توجه دیگران و زود عصبانی می­شوند و اغلب اوقات پر انرژی.

تعریف علمی شخصیت:

الگوی منحصر به فرد ثابت، پایدار و قابل پیش­بینی در پاسخ به مسائل روزمره و اتفاقات است. یعنی می­توان پیش­بینی کرد که در یک موقعیت خاص، برخورد هر فردی چگونه است. این الگو، شامل خصوصیات هیجانی و رفتاری است.

علّت تفاوت افراد با هم و تفاوت در استیل زندگی و رفتارشان تفاوت شخصیت­شان است.

ژنتیک به میزان 50% تعریف­کننده­ی شخصیت است و 35% محیط و 15% خطای بین این دو علّت است.

هورمون­های مغزی مثل دوپامین و سروتونین با خصیصه­های شخصیت ارتباط دارند.

چهار خصوصیت مهم در شخصیت، از ابتدا وجود دارد که بر اساس آن، مسیر رفتاری و هیجانی هر شخص قابل توصیف است و پاسخ اتوماتیک فرد به خطرات و تازه­ها و ... را رقم می­زند:

  • اجتناب از ریسک و خطر Harm avoidance
  • تازه و تنوع کلی Novelty Seeking
  • وابسته به نتیجه و پاسخ            reward dependency
  • مداومت و استقامت                                persistence

این چهار خصوصیت، بسته به میزان و شدّت در ترکیب با یکدیگر؛ شخصیت­های مختلفی را رقم می­زنند.

Harm avoidance:   اجتناب از ریسک و خطر 

اگر هم میزان اجتناب از ریسک و خطر بالا باشد و هم میزان شدّت بالا باشد: ترس، خجالت، بدبینی و خستگی­پذیری وجود دارد.

اگر این میزان پایین باشد: بسته به شدّت خوش­بینی و جسارت، تمایل به رقابت و پر انرژی بودن وجود دارد.

Novelty Seeking: تنوع طلبی و نوجویی

وقتی بالا باشد، منجر به برون گرایی، تحریک­پذیری و تکانشی بودن فرد می­شود، این­گونه افراد سریع، کنجکاو و پر حرف هستند. میزان آن در هر فرد می­تواند منجر به ابتکار و اکتشاف شود و گاه پرخوری و حتّی مصرف مواد و تغییرات خلق که منجر به بی­ثباتی در رفتارها می­شود.

اگر میزان پایین باشد، فرد محتاط و صرفه­جو و پیرو فلسفه می­شود. مرتب موقعیت را می­سنجد و رفتاری سنجیده نمی­کند، کند و آهسته و بردبار و منظم است، در کارهای سیستماتیک و دقیق، خوب ولی تکراری و بدون تنوع است و کمی برای دیگران خسته­کننده.

Reward dependency: وابستگی به پاسخ و نتیجه­ی خوب

یعنی نیاز به پاسخ خوب و مثبت برای ادامه کار. پاسخ گاه پاداش نقدی و گاه غیرنقدی است. مثلاً گرفتن محبت از طرف مقابل و احساس گرمی بیش­تر.

این میزان اگر در فرد بالا باشد او احساساتی، گشوده و گرم، اجتماعی و وابسته به جمع است. حساس و زودرنج و برای مراقبت از دیگران مناسب. البته در مواردی بسیار تلقین­پذیر هستند (چه مثبت و چه منفی) و این­که شکست­های عاطفی زیادی دارند.

اگر در فرد پایین باشد، فرد بی­احساس و سرد و غیر وابسته است. برای رضایت دیگران تلاش نمی­کند که منجر به جدایی و تنهایی او می­شود. تنهایی برای چنین افرادی کاملاً مطلوب است.

دسته­بندی شخصیت­ها:

شخصیت دسته­ی A:

پارانوئیدی:

  1. بی اعتماد به دیگران و شکاک، علایم از زمان کودکی شروع شده و در تمام مسائل زندگی آن­ها جاری است.
  2. سوءظن بدون پایه و اساس و با مفهوم استثمار و ضربه زدن و گول زدن.
  3. مشکوک به وفاداری خانواده و دوستان.
  4. تردید در اعتماد به دیگران، به­خاطر ترس از این­که اطلاعات او را علیه خودش استفاده کنند.
  5. همیشه دلخور و کینه­ای هستند. هرگز صدمات و بی­احترامی دیگران را نمی­بخشند و فراموش نمی­کنند و به همسر خود شک دارند.

اسکیزوئیدی:

افرادی جدا از ارتباطات اجتماعی و فاقد هیجانات در روابط بین فردی.

  • بی­علاقه به برقراری ارتباط.
  • تمایل به فعالیت­های فردی تک­نفره.
  • نداشتن تمایلات جنسی.
  • لذّت نبردن از هیچ فعالیتی.
  • نداشتن دوست و رفیق.
  • بی­اعتقاد به ستایش یا انتقاد.
  • دچار سردی هیجانی.
  • علاقه­مند به متافیزیک و فلسفه.
  • سرد، جدّی و صریح.

شخصیت دسته B شامل:

ضد اجتماعی:

  • افرادی بی­اعتنا به حقوق دیگران.
  • کنار نیامدن با قوانین و عرف جامعه.
  • تمایل به دروغ­گویی و فریب دیگران.
  • کلاهبردار و فاقد برنامه.
  • تکانشی، تحریک­پذیر و پرخاشگر.
  • بی­اعتنایی به سلامت خود و دیگران.
  • بی­مسئولیت در قبال خطاها.

بوردر لاین یا مرزی:

  • بی­تعادل در روابط، خلق، عاطفه و تکانشی.
  • ترس از طرد شدن و تنهایی.
  • عدم تعادل در رابطه با افراد (گاه عاشق و گاه فارغ).
  • نداشتن تصور درستی از خود و دچار عدم ثبات رفتاری (گاه مثبت و گاهی منفی).
  • ریسک مصرف مواد و هر نوع آسیب به خود (مثلاً خودزنی و خودکشی، گاه احساس پوچی و خشم).

شخصیت نمایشی و نارس (از خود راضی):

  1. تمایل به توجه­طلبی شدید به خود و مخصوصاً به ظاهر خود.
  2. احساس بزرگ­منشی و مهم بودن.
  3. پشت این ظاهر فریبنده، دارای اعتماد به نفس شکننده و بسیار پایین و خصوصاً حساس به بحران­های میانسالی (به­خاطر تغییر ظاهر حساس).
  4. همیشه در انتظار تعریف و تمجید دیگران.

شخصیت دسته C:

  1. افرادی مضطرب و حساس و جدّی و گاه وابسته به دیگران.
  2. به­خاطر احساس بی­کفایتی و قانون­مندی، مهار اجتماعی مایل به برقراری روابط با دیگران نیستند.
  3. خواستار رابطه هستند ولی به­خاطر ترس­ها، خود را محدود کرده و اعتماد به نفس پایینی دارند.
  4. سخت تصمیم می­گیرند و اغلب به کمک دیگران نیاز دارند.
  5. ترس از جدایی.

نوع وسواسی:

  1. بسیار سخت­گیر و متعصب.
  2. تمایل شدید به جزئیات هر مسئله­ای.
  3. با هر اتفاقی، نشخوار فکری طولانی دارند و تا تعیین تکلیف نکنند، دست­بردار نیستند.
  4. بسیار ایده­آل­گرا هستند (در هر کاری).
  5. بسیار کار می­کنند.
  6. تمایلی به دور انداختن چیزی ندارند و همه چیز را برای روز مبادا نگه می­دارند.
  7. به­خاطر ترس از اشتباه، خود را محدود می­کنند.

نوع غیر فعال پرخاشگر:

  1. افرادی گاه بسیار ساکت و گاه پرخاشگر.
  2. عصبی و اخمو و اهل جر و بحث.
  3. اگر به­خاطر جرأتمند نبودن مقابله نکنند بعداً غیرمستقیم تلافی می­کنند.
  4. همیشه ناراضی.
  5. افراد بالاتر را مورد انتقاد و تمسخر قرار می­دهند.

شخصیت هر فرد می­تواند ترکیبی از انواع شخصیت­ها باشد، داشتن خصوصیاتی از هر نوع لازم است. ولی اگر یک نوع از شخصیت غالب باشد، به حدّی که اختلال در عملکرد فرد ایجاد کند، اختلال شخصیت نامیده می­شود و این اختلال می­تواند در عملکرد فردی، شغلی، خانوادگی، تحصیلی ... مشاهده شود.

بسیاری از اختلافات بین زوجین، ناشی از مشکلات شخصیتی افراد است.

هر فردی شخصیت خود را به­راحتی می­پذیرد و اغلب ایراد را به دیگران وارد می­داند و به همین دلیل، هیچ­گاه سعی در تغییر خود نمی­کند، بهترین راه درمان، دادن آگاهی به فرد در مورد مشکلات شخصیتی اوست.

بعد از دادن آگاهی در مورد نقایص شخصیتی؛ توسط روان­شناس و روان­پزشک، فرد به مرحله­ی پذیرش می­رسد و تغییر شروع می­شود. در هر صورت این تغییر 100% نیست.

باید بتوانیم دیگران را با شخصیت موجودشان بپذیریم و در فکر تغییر دیگران نباشیم و چنان­چه فرد متمدنی باشیم در جهت رفع ایرادهای شخصیتی خود تلاش خواهیم کرد و آن­را رفع می­کنیم.

Comprehensive text book of psychiatry

Synopsis of psychiatry (Kaplan and Sadock)

دکتر شیرین عابدیان 

متخصص اعصاب و روان 

نظر دادن

درباره ما

در عصری که با انفجار اطلاعات مواجه هستیم و دهکده جهانی را پشت سر گذاشته و «رسانه خود پیام» محسوب می شود با توجه به این بینش، هولدینگ بهبد بر آن شد تا برای حضور قدرتمند و تاثیر گذاری در دنیای پیرامونی خود با استفاده از رسانه و ابزارهای نظیر ماهنامه، تارنما و دنیای مجازی اعلام حضور داشته باشد. بدون شک یکی از مباحث مهم در ارتباطات، افکار عمومی و تاثیر بر آن می باشد...

بیشتر بخوانید

اطلاعات تماس

We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…